پی سی آی دانلود | نرم افزار, بازی, اندروید, ,آموزش, کامپیوتر » دانلود رمان آن نیمه دیگر نوشته anital

Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
1,509
حجم :
12 ژانویه 2014

خلاصه: ترلان دختر یکی از قاضی های معروف تهرانه. برخلاف اون چیزی که توی خانواده ش رسمه اهل

درس و مشق نیست و عشق رانندگی داره. در نتیجه ی پاپوشی که براش درست می کنن وارد یه باند

می شه. اونجا ازش انتظار دارن کارهایی رو انجام بده که وجدانش قبول نمی کنه. بین دو راهی گیر می

کنه… بین زندگی خودش و زندگی دیگران… زمانی که تصمیم قطعیش و می گیره رویارویی با آن نیمه

دیگرش مسیر نقشه هاش و عوض می کنه… .

ژانر: عاشقانه… هیجانی… پلیسی… اکشن هم که توی خونمه

قسمتی از این رمان زیبا:

یه پیرهن دکلته ی سبز پوشیده بود که با چشم های خوشرنگش هماهنگ شده بود. موهاش بلند و

طلایی ش و سشوآر کشیده بود و دورش ریخته بود. زیبایی خیره کننده ش با اون آرایش نفس گیر شده

بود. یه خودم اومدم. به دنبال بارمان از پله ها پایین رفتم. وقتی متوجه شدم که بارمان حتی نیم نگاهی

هم به راضیه ننداخته خوشحال شدم. آهسته بهش گفتم:

آفرین پسر نجیب و سر به زیر!

صورتش و کج و کوله کرد و گفت:

من از دخترهای مو طلایی خوشم نمی یاد.

انتظار داشتم جمله ی دلنشین تری ازش بشنوم. هنوز این فکر از ذهنم بیرون نرفته بود که بارمان

چشمکی بهم زد و گفت:

در عوض ارادت خاصی به خانوم های چشم آبی و مو قهوه ای دارم.

تازه داشتم می فهمیدم معنی قند تو دل آب کردن یعنی چی.

رادمان با لحن طلب کارانه ای گفت:

ببخشید! منم اینجا وایستادم ها! گفتم یه یادآوری کرده باشم.

بارمان گفت:

همیشه سرخری.

رادمان پوزخندی زد و گفت:

بدیش اینه که نمی تونی دکم کنی.

به سمت رویا رفتم که یه گوشه ی سالن ایستاده بود و دو تا برادر و که داشتن کل کل می کردند تنها

گذاشتم. رویا داشت چپ چپ نگاهم می کرد. با این که کنارش ایستاده بودم بهش نگاه نمی کردم. بعد

از حرف هایی که بهم زد تلاش کرده بودم که حدم و در رابطه با بارمان بدونم ولی مشکل اینجا بود که من

هرلحظه و هر روز بارمان و می دیدم… همیشه جلوی چشمم بود… و این کار و برای از اون گذشتن

سخت می کرد…

 

لینک دانلود به درخواست نویسنده کتاب “آنیتال عزیز” از روی سایت حذف گردید . با تشکر


پیشنهاد ویژه : به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب عاشقانه برتر ایرانی را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید . برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید

دانلود | Download
رمـز فـایل : www.p30i.com