پی سی آی دانلود | نرم افزار, بازی, اندروید, ,آموزش, کامپیوتر » دانلود کتاب رمان من بی او نوشته Sara_girl

Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
1,851
حجم : 730 کیلوبایت
30 ژانویه 2014

قسمتی از این رمان زیبا:

-خوب شروع کن.

-چیو؟

-حرفیو که میخواستی بهم بگی دیگه.

-خب چه جوری بگم آرزو …آرزو من،من…

-ضربان قلبم تند و تندتر شد قلبم با شدت به سینه میکوبید و احساس میکردم که هر لحظه ممکن است

از جایش کنده بشود. با صدای گارسن به خودم آمدم .

-بفرمایید.

-ممنون.

-شایان بگو دیگه منو کشتی..

شایان که داشت با بستننی اش بازی میکرد سرشو بلند کرد و گفت:

-آرزو اون خرسیو که موقع تولدت بهت دادم اون چی میگفت ؟

– با خنده گفتم خب میگفت i love you…..

-خب اون جمله احساسم نسبت به تو بوده و هست و خواهد بود آرزو از وقتی که دیدمت از همون

موقعی که با شقایق به خونمون اومدی و شقایق تورو به ما معرفی کرد فکر کنم تو ۱۰ سالت بود و من

۱۲ سالم بود همیشه یه احساسی بهت داشتم یه حس عجیب از همون بچگی . یادته یه بار با هم

دوچرخه بازی کردیم و تو افتادی زمین و پات شکست من تا وقتی خوب شدی هرشب کارم گریه بود از

اینکه تقصیر من بود و این بلا سر تو اومد از اینکه دیگه تا چند روز نمیدیدمت آرزو حالا اون احساس با من

بزرگ شده و به یه احساس بزرگتر تبدیل شده به عشق آرزو من عاشقتم من…

دیگه حرفهای شایانو نمیشنیدم وای یعنی اونم احساس منو داشت یعنی اونم مثل من عاشق شده بود

خدای من چقدر خوشحال بودم میخواستم لب باز کنم و بهش بگم که منم عاشقتم از همون بچگی

هامون همون روزی که شقایق تورو بهم معرفی کرد

-آرزو نظرت راجع به من چیه؟

سرمو پایین گرفتم و چیزی نگفتم که شایان گفت:

آرزو اگه هیچ احساسی بهم نداری بگو،بگو به خدا میرم ولی اگه ته دلت یه حسی بهت میگه که دوسم

داری بهم بگو توروخدا آرزو بگو …

سرمو بلند کردم گونه هایم خیس شده بود شایان با تعجب بهم نگاه کرد وگفت:

-آرزو داری گریه میکنی؟؟؟

به سختی گفتم :آخه،آخه من….

-تو چی آرزو بهم بگو؟


پیشنهاد ویژه : به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب عاشقانه برتر ایرانی را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید . برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید