پی سی آی دانلود | نرم افزار, بازی, اندروید, ,آموزش, کامپیوتر » دانلود کتاب رمان مرا در آغوشت بگیر نوشته شبح عشق و kimi khoshgele

Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
1,004
حجم : 2.5 مگابایت
7 نوامبر 2014

خلاصه داستان :

آلاله دختریه که مادر نداره و با پدر خودخواه و تعصبیش زندگی میکنه ! آلاله از خیلی چیزا محرومه … اون فکر میکنه که میتونه با استفاده از ازدواج به آزادی برسه برای همین با اولی خواستگارش عروسی میکنه اما …. !

قسمتی از متن رمان :

صدای در رو شنیدم که بسته شد …. سریع خودمو پرت کردم روی تخت و پتو رو تا خرخره کشیدم روی سرم .
تقه ای به در خورد و پشت بندش صدای بابا اومد : آلاله هستی ؟؟ آلاله در رو باز کنم ببینم نیستی بلایی به سرت میارم که مرغای آسمون به حالت زار بزنن !!! آلاله !!!
سریع رفتم جلوی آیینه و موهامو پریشون کردم …. بعدم خودمو زدم به خواب آلودگی و در رو باز کردم .
بابا : برو بخواب .
بابا به خدا ابراز احساسات منو کشته . خیلی دوس دارم بدونم توی اون شرکت لعنتی چی میگذره ک من که بچه اتم رو به اون ترجیع میدی !!
در رو بستم و دوباره خودمو انداختم روی تخت …. همه جای اتاقم رو حفظ بودم … حتی سوراخ هاشو هم بلد بودم کجاست .
عکس مامان رو از روی میز برداشتم و بهش نگا کردم … موهای مشکی و چشمای قهوه ای سوخته . عین من !
من به مامان رفته بودم نه بابا …. بابا چشمای سبز و موهای مشکی داره .
مامانمو توی بچگی از دست دادم …. از اون وقته که دارم با یه بابای تعصبی و خودخواه زندگی میکنم .
صدای بسته شدن در اتاق بابا اومد …. الان که شبه پس میخوابه … سریع در اتاق رو باز کردم و دویدم سمت پذیرایی .
گوشی تلفن رو برداشتم و به آتوسا زنگ زدم .
آتوسا : ای بمیری آلاله . ای خدا این آلاله رو از روی زمین بردار ک این موقع شب زنگ میزنه !!
– اخجون خواب بودی . ایول مردم آزاری .
– صبح که زنگیدم خونه اتون صدای پسر در اوردم بعد بگو ایول !!


پیشنهاد ویژه : به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب عاشقانه برتر ایرانی را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید . برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید