پی سی آی دانلود | نرم افزار, بازی, اندروید, ,آموزش, کامپیوتر » دانلود کتاب رمان غزال نوشته nia12

Notification دانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداددانلود کتاب آخرین صاعقه از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
850
حجم : 1.1 مگابایت
7 نوامبر 2014

خلاصه داستان :

این داستان، داستانیه از دنیای غزال… غزال قصه ما با یک تصادف حافظشو از دست میده و حالا اونه و یک ذهن خالی و یک زندگی پر از معما… غزال به خاطر از دست دادن حافظه ش ، عوض شده و اطرافیانشو شگفت زده کرده .
البته خودش این تغییراتو نمی بینه…
غزال که از نظر شخصیتی و مذهبی فوق العاده عوض شده کم کم واقعیت هایی از گذشتشو می فهمه و…

قسمتی از متن رمان :

کسل قاشقو توی بشقاب چرخوندم و خیره به هویج های درشت سوپ بدمزه ی بیمارستان موندم….مثل تمام روزهای قبل درگیر به کار انداختن ذهن خالی و پوچمم…
تو حال و هوای خودمم که در اتاق به شدت باز میشه…تکون شدیدی می خورم و سیخ می شینم…یه مرده…یه مردِ فوق العاده ژولیده…آب دهنمو قورت میدم…پشت سر مرد یه زن چادری وارد اتاق میشه و سریع به بازوی مرد از روی لباس چنگ میزنه و زار میزنه:
-داداش تو رو خدا…مگه نشنیدی دکتر چی گفت؟!حالش بد میشه…داداااااش
مرده که انگار اصلا حرفاشو نشنیده میاد سمتم…دستش که میاد سمت صورتم شوکه میکشم عقب و گوشه ی تخت جمع میشم…با صدایی گرفته و پراز بغض میگه:
-غزالم منو نمی شناسی؟دایانِتو نمی شناسی؟
با ترس نگاش میکنم…این دیگه چی میگه…صدای جیغ جیغوی دختر چادری دوباره بلند میشه…
-داداش تو رو خدا بیا بریم…نشنیدی دکتر گفت شوک براش بده؟!
مرد که خودشو دایان معرفی کرده با عصبانیت داد میزنه:
-مگه من لولو خرخرم که منو ببینه شوکه بشه؟؟؟ها؟؟؟زنمه دوس دارم بیام ببینمش…
دختر تحلیل رفته میگه:
-داداش!!!


پیشنهاد ویژه : به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب عاشقانه برتر ایرانی را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید . برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید