پی سی آی دانلود | نرم افزار, بازی, اندروید, ,آموزش, کامپیوتر » دانلود کتاب رمان آتش عشق من نوشته گیسوی پاییز

Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
4,049
حجم : 209 کیلوبایت
7 دسامبر 2014

خلاصه داستان :

داستان آتش عشق من درباره ی دختریه که تو زندگیش ضربه می خوره ولی سعی می کنه راهش رو ادامه بده و بشه همون آدم سابق با تجربه های جدید و خدا هم یه آدم خوب رو سر راهش قرار میده . داستان از زبون تمنا و مهبد گفته میشه.

قسمتی از متن رمان :

چشمامو باز نکرده درد تو تنم پیچید. دلم، کمرم، سرم، چشمام، پاهام حتی دستهام.
به قدری که از شدت درد اخمام رفت تو هم و ناله ای کردم. اونقدر کم جون که بیشتر شبیه صدای کسی بود که از ته چاه حرف می زنه. ولی همون ناله باعث شد دستی به حالت نوازش روی سرم حرکت کنه.
می خواستم چشمامو باز کنم اما یه چیزی باعث می شد نتونم راحت این کار رو انجام بدم . انگار پایین پلکام چوب کبریت گذاشتن که کامل باز نشه. با این حال به همون اندازه که تونستم چشمامو باز کنم اکتفا کردم.
اولین چیزی که دیدم چشمای سرخ از گریه ی مامان بود.
به زور لبخندی زد.
مامان _ بالاخره چشماتو باز کردی عزیزم؟
چقدر صداش بغض داشت!!! لباش از زور بغضی که تو گلوش بود می لرزید. اما همچنان لبخندش رو حفظ می کرد .
به زحمت لبامو حرکت دادم.
من _ ما..ما..ن.آ..ب
مامان _ باشه عزیزم. صبر کن دکترت رو صدا کنم. اگه اجازه داد بهت آب می دم.
و رفت بیرون تا دکتر رو صدا کنه.
تازه یادم افتاد چه اتفاقی برام افتاده.
تازه یاد نوازشای پیام افتادم.


پیشنهاد ویژه : به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب عاشقانه برتر ایرانی را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید . برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید