پی سی آی دانلود | نرم افزار, بازی, اندروید, ,آموزش, کامپیوتر » دانلود کتاب رمان هوای تو نوشته نیلا

Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
1,096
حجم : 4.4 مگابایت
15 دسامبر 2014

خلاصه داستان :

بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر می دارد ، بگذار آن باشم که با تو در گلزار گل می چیند ، بگذار کسی باشم که احساس درون با او می گویی ، بگذار کسی باشم که بی دغدغه با او سخن می گویی ، بگذار کسی باشم که در غم سوی او می آیی ، بگذار کسی باشم که در شادی با او می خندی ، بگذار کسی باشم که به او عشق می ورزی …

قسمتی از متن رمان :

با احساس درماندگی به آرامی بر روی صندلی نشستم و از پنجره به بیرون خیره شدم…..
ساعتی بود که همه چیز تمام شده بود و دیگر توانی در من نمانده بود… نفسم رو با حسرت بیرون دادم و پکلهایم را روی هم گذاشتم تا که از سوزشان کمی کاسته شود..اما حضور بی موقع پارسا …. ان هم بدون در زدن و وارد شدن به حریم شخصیم… این ارامش به ظاهر کوتاه را از من ربود و آزرده ام کرد …
-حاجی میگه بیا پایین
هنوز نگاهم به بیرون و نیمکت زیر درخت بود….می توانستم حضورش را در دو سه قدمیم حس کنم
– بهش گفتم شاید حال مساعدی نداشته باشی ولی گفت باید باهات حرف بزنه
لبهایم را فشردم و گفتم:
– الان میام
– منتظرت باشم ..یا میای ؟
سعی کردم ارام باشم و خوددار
– یه ابی به صورتم بزنم میام ..شما هم برید پایین… لازم نیست منتظر من بمونید
– به عصمت بگم یه چیزی برات بیاره بخوری یکم جون بگیری؟
– نه..گفتم که …شما تشریف ببرید من خودم میام
و مصرانه به نیمکت خیره شدم


پیشنهاد ویژه : به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب عاشقانه برتر ایرانی را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید . برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید