پی سی آی دانلود | نرم افزار, بازی, اندروید, ,آموزش, کامپیوتر » دانلود کتاب رمان پازل نوشته samin91

Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
832
حجم : 4.3 مگابایت
20 دسامبر 2014

خلاصه داستان :

هر کدوم از ما میتونیم تکه مهم و تاثیر گذاری در پازل زندگی خودمون و اطرافیانمون باشیم … پازل ها فقط وقتی تکمیل میشن که هر تکه سر جای درست خودش نشسته باشه… پس بیاید تکه درستی باشیم که جای درستی نشسته.

قسمتی از متن رمان :

کفش هامو درمیارم و میگیرم دستم و شروع میکنم موازی خط ساحل قدم زدن
نرمی شن ها رو لابه لای انگشتام…خیسی و خنکی لذت بخش آب رو تا روی ساق پاهام … نوازش نسیم فرح بخش بهاری رو روی گونه هام و درخشش انوار طلایی خورشید رو پشت پلک چشمام حس میکنم و به این همه حس و حال خوب ، لبخند میزنم.
چشمامو میبندم ،سرمو میگیرم بالا و ُشش هامو از یه نفس هوای تازه ی دریا پر میکنم و با پلک های بسته به صدای زیبای امواج دریا گوش میسپارم…سعی میکنم با تمام وجود طعم خوش زندگی رو حس کنم… آروم آروم میشم…
خیره میشم به اون دورها…به اونجا که هیچ مرزی بین دریا و آسمون نیست..به اونجا که آبی دریا و آسمون تو هم محو شدن .یاد حرفش میفتم”میشه دریایی شد…حتی، میشه آسمونی شد…فقط باید دل رو زد به دریا… “
لبخندِ رو لب هام پر رنگ و پررنگ تر میشه.همیشه یادآوری او و حرفاش یه حس خوب و دوستداشتنی مهمون قلبم میکنه.نفس راحتی میکشم و خنکی آب رو اینبار تا ساق پاهام حس میکنم…
کف دریا، انگشتامو غلغلک میکنه و لبخندِ رولب هامو پهن تر.روی تخته سنگی میشینم و به خلیج همیشه فارس خیره میشم..به زلال آب…به پرتو نور خورشید رو سطح امواج…. عاشق قشمم و این پارک ساحلی زیباش… عاشق همه آرامشی هستم که الان دارم و عاشق خدایی که این لحظه های آرامشبخش رو به من هدیه داده
برمیگردم عقب و خیره خیره نگاهش میکنم و ادامه میدم
-و عاشق مردی که دلم رو با حس قشنگ دوست داشتن آشنا کرد…
خم میشم و نوک انگشتمو آروم آروم میکشم روی سطح شن ها .به خودم که میام میبینم بی اختیار اسمشو روی شن های ساحل حک کردم…
نگاهم میچرخه و روی چهره آروم علیرضا ثابت میشه . خیره شده به دور دست ها… انگار او هم هوس کرده توی این غروب زیبای بهاری خاطره هاشو مرور کنه…


پیشنهاد ویژه : به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب عاشقانه برتر ایرانی را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید . برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید