Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
888
حجم : 2.9 مگابایت
۲۰ دی ۱۳۹۲

دانلود رمان موژان من نوشته مهرسا م

دانلود رمان موژان من نوشته مهرسا م

Mojane Man By Mehrsa M Download PDF Book

 

خلاصه رمان موژان من نوشته مهرسا :

داستان راجع به زندگی دختری به اسم مُوژان که عروسیش و به هم میزنه چون که از بچگی عاشق پسر عموش بوده و آرزوی ازدواج با اون و داشته . حالا باید دید تقدیر چه سرنوشتی رو براش رقم زده و اون واقعا با کی ازدواج میکنه

برای دانلود رمان موژان من نوشته مهرسا م با ما همراه باشید.


392
حجم : 450 کیلوبایت
۲۰ دی ۱۳۹۲

رمان برای همیشه سلام برای همیشه خداحافظ

رمان برای همیشه سلام برای همیشه خداحافظ

 

خلاصه داستان رمان برای همیشه سلام برای همیشه خداحافظ :

داستان دختریه که فکر میکنه یه عاشق واقعیه که به خاطر عشقش خیلی فداکاری میکنه. اون حتی میدونه که فداکاری هاش بیش تر حماقته تا فداکاری، ولی به خاطر عشقش نمیتونه بی خیال بشه. زندگیه اون با ورود به دانشگاه جوری عوض میشه که هیچ وقت فکرشم نمی کرده… برای دانلود رمان برای همیشه سلام برای همیشه خداحافظ با ما همراه باشید

قسمتی از این رمان زیبا:

اون موقع ها تنها فکرم امیر بود که مثل همیشه عاشقش بودمو دوستش داشتم. اصلا نمی تونستم فکر کنم بعد از اون همه سختی و ناراحتی که تحمل کردم یه روز قرار باشه واسه همیشه بی خیالش بشم. درسته که اون خیلی اذیتم کرد، چه وقتی که معتاد بود و چه وقتی که ترک کرد همیشه با حرفاش ناراحتم میکرد اما دلم خوش بود به اینکه دوستم داره و بعده ها درست میشه. سعی می کردم همیشه درکش کنم، همه جوره حمایتش می کردم. رو حرفش حرف نمی زدم. صبر و تحملم برعکس این روزا اون وقتا خیلی زیاد بود. تا اینکه یه شب داشتم واسه امتحان فردا صبحم درس می خوندم که امیر اس داد.

-مینا باید باهات حرف بزنم.

میشه بذاری واسه یه وقت دیگه؟ الان دارم درس می خونم.

-نه، همین الان باید باهات حرف بزنم.

باشه، بگو

-ببین مینا، من تورو از دنیاهم بیشتر دوست دارم. تو دنیا اگه یه دختر باشه که تو پاکی، صداقت، خوبی و خانومی تک باشه، اون تویی. حرفاش داشت نگرانم می کرد. یه حس خیلی بدی داشتم. بهش گفتم:

خواهش مقدمه چینی نکن. حرفتو رک و راست بزن. می دونی که من از اینجور حرف زدن خوشم نمیاد پس درست بگو چی می خوای بگی.


4,741
حجم : 1 مگابایت
۲۰ دی ۱۳۹۲

دانلود رمان تمنای وجودم نوشته مهرنوش

دانلود رمان تمنای وجودم نوشته مهرنوش

Tamanaye Vojoodam by Mehrnoosh Download Ebook PDF

بخشی از رمان تمنای وجودم :

امیر بلند شد گیتارش رو برداشت و گفت:اتفاقا میخوام برای یه خانوم جیگر هم بزنم و هم بخونم . دخترها به هم نگاه کردن .من و شیوا هم با تعجب همدیگر رو نگاه کردیم

یکی از دخترها گفت :حالا این خانومی که میگی مجرده یا متاهل ؟

-خب معلومه ،مجرد .این دیگه پرسیدن داشت

یکی از پسرها گفت:امیر ،راه افتادی

-من ۲۵ ساله که راه افتادم .

مژگان:امیر نکنه واقع خبریه؟

-پس من دارم چی میگم

بعد هم به طرف جمع بزرگترها رفت .بیشتر بچه ها رفتن اون طرفی اما من و شیوا انجا موندیم. امیر چنگی به گیتارش زد و گفت:خانوم ها ،آقایان …امروز میخوام از طرف خودم روز مادر رو به همه مادرها تبریک بگم و البته روز زن …..خیلی منتظر امشب بودم .چون با تمام وجودم میخوام برای زنی که دوستش دارم و الان در بین شما س بخونم ،شاید از این طریق به احساسات من پی ببره ….تنها چیزی که میتونم بگم اینه که خیلی دوستش دارم و تا آخر دنیا خودم نوکرشم …. نمیدونم اون احساس لعنتی که به سراغم اومد چی بود .یه لحظه یاد حرف هستی افتادم

(حتما کسی رو دوست داره )

مستانه به جان خودم میزنم همینجا جلوی این همه آدم حالت رو میگیراما …بابا خجالت هم خوب چیزیه ….اصلا چه بهتر …اه ،اه ،اه، اینقدر از این جلف بازیهایی که این پسرا از خودشون درمیارن بدم میاد …حالا فکر کرده تحفه همه عاشق این شدن که میخواد نشون بده یکی دیگه رو دوست داره

برای دانلود رمان تمنای وجودم نوشته مهرنوش با ما همراه باشید.


798
حجم : 1.1 مگابایت
۱۹ دی ۱۳۹۲

دانلود رمان این عشقه ۱ نوشته آریانا و آرمیلا

دانلود رمان این عشقه 1 نوشته آریانا و آرمیلا

This is Love By Ariana & Armila Download PDF Book

بخشی از رمان این عشقه نوشته آرمیلا و آریانا :

من با نگرانی- فربد تحمل کن.. اینو بخور…

از زور سرفه از چشاش اشک میومد…مجبوری دهن باز کرد و آب و خورد..سرفه اش یه ذره کم تر شد..مجبور بودم کمکش کنم..اونطوری که خم شده بود بد بخت آب نمیتونست از جاش تکون بخوره…دوباره آب خورد ولی سرفه امونش نداد و آب و فوت کرد تو صورت من بدبخت…همه جام آب و تفی شد..اَه..ولی به روی خودم نیاوردم…یه دستم و رو کمرش گذاشتم و یه دستم و تکیه گاه سینه اش کردم…محکم دستی که رو سینش بود و به طرف پشت حول دادم که صاف شه و دست روی کمرشم به طرف خودم فشار دادم…دهنی که از زور فشار قفل شده بود و حرصی شده بود گفتم


1,220
حجم :
۱۹ دی ۱۳۹۲

رمان ابریشم و عشق نوشته فاطمه ایمانی

رمان ابریشم و عشق نوشته فاطمه ایمانی

Abrisham o Eshgh by Fateme imani Download PDF Book

بخشی از رمان ابریشم و عشق:

ته دلم لرزید.این اولین باری بود که اسممو بدون هیچ پیشوند وپسوندی اینطور صمیمی صدا می زد. منتظر ومشتاق بهش چشم دوختم. با کمی مکث نگاهشو ازم گرفت وسرشو پایین انداخت.

ای کاش می شد یه جوری این محبتتو جبران می کردم.

با خنده گفتم:پس بازش کن.

چشماش از تعجب گرد شد.


1,104
حجم : 3.5 مگابایت
۱۹ دی ۱۳۹۲

دانلود رمان در امتداد باران نوشته سارا

دانلود رمان در امتداد باران نوشته سارا

Dar Emtedade Farda by Sara Download PDF Book

بخشی از رمان در امتداد باران :

صدرا به سرعت پشت سر او از اتاق خارج شد و قبل از اینکه وارد اتاقی بشود که باران در آن مشغول نوشتن مطلبی بود دستش را گرفت :

– تو چرا جنبه شوخی نداری ! صبر کن !

هنگامه ابروهایش را بالا برد و گفت :

– بنده با مالک دفترم چه شوخی می تونم داشته باشم جناب ثابت و قتی تو یه مرفه بی دردی که با خوردن حق ما صاحب دفتر شدی و تازه اونم به ما اجازه دادی با ماهی ….

صدرا او را به طرف در اتاقش کشید و اجازه نداد تا حرفش را تمام کند و همان لحظه چشمش به باران افتاد که دست از نوشتن برداشته بود و با تعجب به آن دو نگاه می کرد و نگاهش ادامه پیدا کرد تا به دست صدرا که به مچ هنگامه گره خورد ه بود رسید … صدرا چون کودکی خطاکار به  سرعت دست هنگامه را رها کرد . هنگامه با شیطنت لبخندی زد و شانه بالا انداخت و زیر گوش صدرا گفت :

– تلفن میکنی به دوستت میگی ما عصر میریم کافه اش هرچی ام خواستیم میخوریم به حساب تو ! وگرنه ..


771
حجم : 2.2 مگابایت
۱۸ دی ۱۳۹۲

دانلود کتاب رمان کدامین نگاه از ساغر ش

دانلود کتاب رمان کدامین نگاه

Kodamin Negah by Saghar Sh Download PDF Ebook

 

بخشی از رمان کدامین نگاه

فردای آنروز شوق خاصی در وجود م رخنه کرده بود می خواستم زود تر به دانشگاه بروم صبح زود از خواب بیدار شدم  برای اولین بار بود که دوست داشتم به ظاهرم حسابی برسم در کمد را که باز کردم پشیمان

شدم لباسهای تکراری …که همیشه می پوشیدم .نگاهی به پس اندازم انداختم ، چشمگیر نبود. یک آن خیلی ناراحت شدم ، برای یک لحظه به مینا حق دادم که برای ازدواج پول را ملاک قرار داده ، پیش خودم گفتم: (آدم وقتی پول داشته باشه همه چیز به دست می آره )

ولی این فکر و خیال چند لحظه بیشتر فکرم را مشغول نکرد .فرید مرا همین جور که بودم دوست داشت نه آن جور که می خواستم نشان دهم…

پس از فکر لباس در آمدم مانتو کرم رنگ ساده ای با شلوار جین همیشگیم را پوشیدم مقنعه کرم رنگم را روی سرم مرتب کردم و کوله طوسی را بی هدف به شانه انداختم.

ظاهرم خیلی معمولی بود بین دو حس متفاوت مانده بودم… یک آن دوست داشتم چشمگیر باشم…

ولی حس دیگر می گفت: همین جور خوب است .و بالاخره حس قوی تر پیروز میدان شد بی خیال کوله را جابه جا کرده و به پایین رفتم عمو ادکلن تلخ همیشگی را زده بود خیلی از بوی ادکلنش خوشم می آمد

تصمیم گرفتم اگر با فرید نامزد کنم (چه فکر شیرینی )حتما برایش از این ادکلن بخرم با این فکر لبخند روی لبانم جا خوش کرد