Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
1,695
حجم : 4.25 مگابایت
9 ژوئن 2017

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزال

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزالخلاصه داستان :

امیر ارسلان قصه ی ما محکم و مستبدوبا اراده است…. مهربونیاش رو نشون نمیده اما بدی هاش و رفتار مستبدش به خوبی قابل مشاهدس و ستایش قصه ی ما یه دختر مهربون و درد دیده است….
تا حالا چیزی رو برای خودش نداشته….نه اینکه نداشته باشه…..نذاشتن که داشته باشه و اما  داستان ما از اونجا شروع میشه که ارسلان بخاطر برگردوندن چیزایی (نامزد سابقش و اموالش)که پدر ستایش دزدیده ستایش رو میدزده تا پسشون بگیره اما پدر ستایش میگه:
اصلا دختری به اسم ستایش نداره…………
و ارسلان………..

21,138
حجم : 3.4 مگابایت
29 ژانویه 2014

رمان غزال نوشته طیبه امیر جهادی

رمان غزال نوشته طیبه امیر جهادی

قسمتی از این رمان غزال نوشته طیبه امیر جهادی :

صبح با ذوق و شوق عجیبی که تمام وجودم را در بر گرفته بود به مدرسه رفتم و ظهر با عشق سپهر به خانه برگشتم و منتظر تلفن اش شدم و به محض خوردن اولین زنگ، گوشی را برداشتم وبا عشق و علاقه جواب حرفهایش را می دادم. دقایقی با هم حرف زدیم و قرار شد عصر کمی زودتر از کلاس بیرون بیام تا با سپهر به خانه برگردم. طبق برنامه عصر یک ربع زودتر از خانم ادیب اجازه گرفتم و بیرون امدم که دیدم کمی پایین تر منتظرم ایستاده. با عجله به طرف ماشین رفتم و سوار شدم، چونترسیدم یاشار دوباره بی خبربه دنبالم بیاید

سپهر- سلام خانمی، خسته نباشیسلام، مرسی! فقط سپهر زود از اینجا برو، چون می ترسم یاشار یکدفعه سرزده بیایدچشم قربان، هر چی شما دستور بدید. در ضمن ممنون کادوت خیلی قشنگ بود.

هم مال تو هم مال یاشار. با هم رفتین خریدین؟

چون موقع اومدن به قصد ماندن نیامده بودم و برای همین مدتی طول می کشه تا تملیف خونه و مدرکم رو روشن کنم. ولی قول میدم تا تابستون برگردم تا همیشه کنارت باشم و همسفر خاطره هات

-سپهر؟

– جانم

– خیلی دوست دارم

-من هم همین طور، آهوی گریز پایی که به سختی اسیر کردم. راستی تا یادم نرفته اندازه هاتو بهم بگو …