Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
2,408
حجم : 1.7 مگابایت
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود کتاب رمان دختر فوتبالیست نوشته دخترک کولی

دانلود کتاب رمان دختر فوتبالیستDokhtare footbalist by Dokhtarake koli PDF Book

قسمتی از رمان دختر فوتبالیست :

بعد از چند دقیقه با یه اعصاب له شده برگشت تو ماشین.اینقدر چهرش بنفش شده بود که میترسیدم بهش نگا کنم

کوهیار-اه لعنتی !

و ضربه ای که به فرمون زد باعث شد عمق فاجعه رو متوجه بشم.

من-هی چه خبرته؟چی شد میگه؟

کوهیار-لعنتی….لعنتی….لعنتی…

من-بگو دیگه خفم کردی

کوهیار-از پشت ایفون تند تند بهم گفت دیگه نمیخواد ببینتم

نفس راحتی کشیدم

من-خب واسه چی؟

کوهیار-میگفت برم با همون دختره خوش باشم


2,693
حجم : 1.9 مگابایت
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود کتاب رمان یک بار نگاهم کن نوشته باران

دانلود کتاب رمان یک بار نگاهم کنYek Bar Negaham Kon By Baran.Amad

خلاصه :

داستان درباره دختر پانزده ساله ای به نام ترنج هست که طی یک سری بازی گوشی های دخترانه به دوست برادرش ارشیا که ده سال از اون بزرگتره علاقه مند میشه و سعی میکنه با شیطنت هاش توجه ارشیا رو به خود جلب کنه ولی…

برای دانلود کتاب رمان یک بار نگاهم کن با ما همراه باشید.


1,933
حجم : 2.8 مگابایت
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود کتاب رمان گل عشق من و تو نوشته شیوا اسفندی

دانلود کتاب رمان گل عشق من و تواین رمان و تمامی اتفاقاش حقیقته تو این رمان سعی دارم مشکلات زندگیای جدید و بیان کنم…سعی کردم مشکلای سطحی و بیشتر به رخ بکشم… و اینکه فراز و نشیب تو زندگی مشترک نشون بدم…دختر و پسر  با دعواهاشون…حسودیاشون…کل کلاشون و قهراشون … سعی کردم کمی از دخترا از زنا و احساساتشون بیشتر بگم و اینکه یه نکته های کوچیکی تو نوشته هام هست که فکر می کنم به دردتون بخوره… امیدوارم تو بیانشون موفق بوده باشم برای دانلود کتاب رمان گل عشق من و تو با ما همراه باشید.


3,421
حجم : 1.7 مگابایت
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود کتاب رمان آسانسور نوشته نیلا

دانلود کتاب رمان آسانسورElevator Story By Nila PDF Book

شاید بیشتر عمرمو از در اسانسورای زیادی گذشته باشم …. ولی هیچ کدوم مثل اون اسانسوری نبود… که منو به عشقم رسوند .. عشقی که حالا به جای چزوندون …و سربه سرش گذاشتنش.. می پرستمش … بله همون اسانسور قدیمی ..

که باز نشون داد..خیلی مهربونتر از تمام اسانسورهای جدید و به روزه.. که هزارتا دم و دستک ..و ادا و اطوار دارن … در ی که بهترین رو برام اورد و بهم گوشزد کرد که : .. همیشه قرار نیست از این اتفاقا بیفته ..پس به همه فرصت بده و خوب دقت کن …هر دری می تونه هر چیزی رو برات بیاره….ولی اصولا همه چیزی… قرار نیست به دردت بخوره و برات مفید باشه ….. فقط کافیه به صدای قلبت گوش کنی و ببینی که با هر بار نواخته شدنش چه چیزی رو ازت می خواد …


2,040
حجم : 2.6 مگابایت
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود کتاب رمان بازنشسته نوشته Mirage

دانلود کتاب رمان بازنشستهDownload Retired Book by Mirage

قسمتی از رمان بازنشسته :

وقتی از خواب بیدار شدم روی تختم بودم … بدنم کوفته بود طبق معمول همیشه !!! گاهی اوقات این شوک تنفسی باعث استیصال میشد که منو تا مرز جنون میبرد …

یه کم تو همون وضعیت دست و پام رو تکون دادم تا از وضعیت سستی در بیام … یعنی چند وقته خوابیدم ؟؟؟ نزدیکای غروب بود … اگه اذان گفته باشن یعنی حدودای یه ساعته خوابم ؟؟؟ همش پنج دقیقه هم نشد !!!

به خودم نگاه کردم … مثل دسته گل شدم !!! موهام رو بافته بود و با همون لباس ها گذاشته بودتم رو تخت !!! میدونستم که چقدر بدش میاد با لباس کثیف بری تو تخت اما طفلک بهم دست نزده بود !!! خداییش مَرده !!! من اگه خدایی نکرده جنس مذکر بودم و یه همچین شرایطی داشتم تا حالا یه کاری دست خودم و یه بنده خدا داده بودم !! شایدم چندتا بنده خدا !!!!!!!!!!!!! باید خودم رو درست میکردم … این عادت گربه خواب بودنم دیگه داشت زیادی ابراز وجود میکرد !!! هرجایی گیر میاوردم میخوابیدم … شوی طفلکیمان هم هربار مارا بغل میکرد میبرد تو رختخواب !!! این همه بغلم کرد … یه بارشو هم در هوشیاری کامل نبودم ببینم آغوشش چجوریاست ؟؟؟!!! باید خوب باشه هاااا … یه نقشه اساسی میطلبه !!! تو آدم نمیشی مانا !!! مگه چیه خوب ؟؟؟ یه کوچولو !!! محض کنجکاوی !!! توچت شده مانا ؟؟ قول خودتو یادت رفته؟به خودت چی قول داده بودی؟؟ به بابات چی گفتی؟؟؟ قرار نبود دختر خوب بابا باشی ؟؟؟


1,494
حجم : 2.4 مگابایت
۶ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود کتاب رمان من تو او دیگری نوشته دختر خورشید

دانلود کتاب رمان من تو او دیگری

خلاصه رمان من تو او دیگری :

مهندس آرمیتاآرمند دختری خودساخته است که شرکت بزرگ مهر که ارائه دهنده ی تجهیزات پزشکی هست و مدیریت میکنه … افکار خاصی داره  سعی میکنه روشنفکر باشه…وفکر میکنه که عشق به هیچ وجه وجود نداره و هیچ وقت عاشق نمیشه … اما با کسی اشنا میشه که تصمیم میگیره : کلا فکر نکنه و تز نده!!!

قسمتی از این رمان زیبا:

پشت میزی نشستند… غذای ایتالیایی… خوب مازیار سفارشش به اسپاگتی ختم شد و ارمیتا چیزی را سفارش داد که مازیار یک لحظه هم نمیتوانست ان را یک دور در کلامش بگنجاند. مازیار کسل گفت:حالا چرا اینجا؟کباب بهتر نبود؟ ارمیتا:ادم باید هرچیزی و یک بار هم که شده امتحان کنه… مازیار لبخند کجی زد وگفت: عشق هم امتحان کردی؟ ارمیتادست ازخوردن سالادش کشید و مستقیم به او خیره شد.او هم در نامزدی اش حضور داشت پس چرا می پرسید.


1,964
حجم : 2 و 1 مگابایت
۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

دانلود کتاب رمان عشق و احساس من نوشته فرشته ۲۷

دانلود کتاب رمان عشق و احساس من

Eshgh va Ehsase Man by Fereshte 27 PDF and APK

قسمتی از رمان عشق و احساس من :

حواسم نبود دستم خورده بود به زخمش..  چیزی نگفت.. سعی کردم حواسمو جمع کارم بکنم ولی بازم نشد..نگاه سرکشم چرخید روی صورتش و بعد هم بازوهاش .. صورت جذابی داشت..هیکلش هم ورزیده و عضلانی بود..نمی دونم چرا اینجوری شده بودم..تا حالا از  این حس ها بهم دست نداده بود.ولی الان..یه حال خاصی داشتم..حالم نه بد بود نه خوب..ازطرفی هم سرم یه کوچولو گیج می رفت.. بالاخره زخم رو شست شو دادم..کارم که تموم شد سرشو برگردوند و نگاهم کرد..مطمئن بودم صورتم سرخ شده.. خدایا چه مرگم شده؟..

لبخند زد..ولی من نگاهمو دزدیدم و رفتم طرف اتیش.. خودم که گرمم بود گرمای اتیش هم به معنای واقعیه کلمه داشت اتیشم می زد.. صداشو شنیدم..گرم و گیرا..