Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
423
حجم : 5.38 مگابایت
۲۳ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان ترک دهم نوشته فهیمه غلامشاهی

نسخه موبایل و PDF

دانلود رمان ترک دهم نوشته فهیمه غلامشاهیخلاصه ی داستان :

درمورد دختری شیطون و شاد و شنگول به نام ماهور که سعی داره با روحیه شادش به زندگی بی روح آقا پسر قصمون روح ببخشه!…پایان خوش

دلم یکی مثل تو را میخواهد! …

یکی به مثال آب! … پاک و زلال! …

تو اگر باشی من هستم! …

این دنیا ، بی عشق معنا ندارد! … بگذار بگویم بی تو معنا ندارد! …

دلت صاف است آیینه من! … عشق را در آیینه نگاهت دیدم! عشق پاک تو ماه را به زمین میکشاند !

قلب بی تاب من که چیزی نیست !… من برای آن ضمیر آشنا جان میدهم!


702
حجم : 4.25 مگابایت
۱۹ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزال

دانلود رمان بگذار ستایشت کنم نوشته غزالخلاصه داستان :

امیر ارسلان قصه ی ما محکم و مستبدوبا اراده است…. مهربونیاش رو نشون نمیده اما بدی هاش و رفتار مستبدش به خوبی قابل مشاهدس و ستایش قصه ی ما یه دختر مهربون و درد دیده است….
تا حالا چیزی رو برای خودش نداشته….نه اینکه نداشته باشه…..نذاشتن که داشته باشه و اما  داستان ما از اونجا شروع میشه که ارسلان بخاطر برگردوندن چیزایی (نامزد سابقش و اموالش)که پدر ستایش دزدیده ستایش رو میدزده تا پسشون بگیره اما پدر ستایش میگه:
اصلا دختری به اسم ستایش نداره…………
و ارسلان………..

1,029
حجم : 5 مگابایت
۱۷ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان یک مشت خالی از زندگی نوشته یگانه

دانلود رمان یک مشت خالی از زندگی نوشته یگانه

خلاصه داستان :

در مورد مشکلات زندگی زناشویی.

اشتباهات و کج فهمی های ما که همیشه عواقب بدی رو برامون رقم میزنه…پایان خوش

قسمتی از داستان:

به آینه و شمعدان رنگ و رو رفته ی میان سفره نگاه کرد که به جای تصویر خودشان روی ساعت بالای سرشان تنظیم شده بود. چهار و چهل و پنج دقیقه…
نمیدانست نشستنش اینجا با این مانتوی خفاشی کرم و شال و شلوار سفید، برای ازدواج مجدد تا چه حد درست است! دستش را کمی بالا آورد و حلقه ای که دوباره در انگشت انگشتری نشسته بود را خریدارانه دید زد…
اینبار نه پر از نگین بود، نه آنقدر سنگین و گران… اینبار فقط یک رینگ ساده ی نازک سفید بود… ساده ی ساده مثل خودش…


461
حجم : 3 مگابایت
۱۵ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان قانون شکنی نوشته طاهره الف

نسخه موبایل و کامپیوتر

دانلود رمان قانون شکنی نوشته طاهره الف

خلاصه ی داستان :
دو تا مرد و یه دخترِ قانون شکن…
یه زن که توی بی عدالتی و قانون شکنی می سوزه…
یک زن و یک مرد که مادر و پدرِ بازی های بچگیِ همدیگه بودن!
و مردی که اشتباه و قانون شکنی می کنه ولی “مَــــــرد” هست و پای اشتباهش می مونه!
من فقط قرارِ قصه ی قانون شکنی های ریز و درشت و جبران پذیر و جبران ناپذیر رو بنویسم!
همین…
روایتِ تازه ای نیست…فقط از زاویه ی تازه ای روایت میشه!
امیدوارم اگه عالی نمیشه حداقل قابل قبول بشه!


400
حجم : 3 مگابایت
۱۴ خرداد ۱۳۹۶

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نوشته مژگان زارع

دانلود رمان خوشبختی های کوچک نوشته مژگان زارع

خلاصه داستان :

فیروزه، یه زن امروزیه. درس خونده و حالا هم کسب و کار کوچیک خودش رو راه انداخته اما در باطن هنوز یه زن سنتیه. از همون زنا که هویتش در گرو هویت شوهرشه. این فیروزه خانم قراره بیفته توی سراشیبی و ببینیم می تونه از سراشیبی بالا بیاد یا نه. ..پایان خوش

توضیح: من اصولا به موضوع کلیشه ای اعتقادی ندارم. هر موضوعی اگه بهش یه نگاه تازه بندازی تازه به نظر می رسه. زنا از خیانت بدشون میاد خب بله منم بدم میاد ولی ما قراره درست از جایی وارد زندگی فیروزه بشیم که یه اتفاقایی داره می افته. قرار نیست ماجرا خوب باشه و با خیانت تموم بشه یا با خیانت شروع بشه و با خوشبختی تموم بشه. قراره بفیتم توی دیگ قل قل جوشان و خب یا می سوزیم یا پخته بیرون میاییم. ما تو دل ماجراییم و همین الان هشدار می دم اگه تنتون از خوندن چنین موضوعاتی مور مور می شه نخونید. مچکرم


490
حجم : 730 کیلوبایت
۲۳ فروردین ۱۳۹۵

کتاب رمان آخرین غروب پاییزی نوشته نسرین برومند

کتاب رمان آخرین غروب پاییزی

بخشی از کتاب رمان آخرین غروب پاییزی :

امروز سومین روز از بهارسال ۸۰ است. ساری مثل بهار سال های گذشته سرسبزو زیباست اما انگاربهار امسال رنگ و بوی دیگری دارد. کوههای سبز ساری در مه پنهان شده و هوای بهاری بسیار دلنشین است. نگار دختر خاله ام همراه خانواده اش ازتهران برای تعطیلات عید به خونه ی ما آمدند والان چند روزی است که در خانه ی ما هستند نگارحسابی مخ من را خورده و از مزایای تهران تعریف کرده و می خواهد تا من خانواده ام را راضی کنم تاخونه مون رو بفروشیم و به تهران بریم. من خیلی دوست دارم تهران زندگی کنم اما پدرو مادرم می گویند تهران خیلی شلوغ وآلوده است و هرگز طبیعت زیبای ساری را ندارد اما من که زندگی در پایتخت و خانه ای مثل نگاراینا چشمم راگرفته بود باعث شده بود تا از زیبایی شهرمان دل بکنم. انگار دست سر نوشت برای من چیز دیگری را رقم زده بود….


831
حجم : 2.4 مگابایت
۳ دی ۱۳۹۳

خلاصه داستان :

مرجان توی بچگی پدر و مادرش توی یک تصادف عمدی کشته میشه. دوست پدرش سرپرستی اون رو بعهده می گیره . مرجان با توجه به مشکلات دختری زود رنج و حساس ولی محکم بار میاد. وارد شرکت استادش میشه چون اعتقاد داشته که باید روی پای خودش بایسته در کنار اون سعی داره راز گردنبندی رو که پدرش براش به جا گذاشته کشف کنه.

قسمتی از متن رمان :

آقای امجد: دخترم میدونم نباید تو این موقعیت این حرفها رو بزنم ولی چاره ای نیست این خواست پدرت بوده که بعد از مراسم چهلم وصینتنامه باز بشه.
– ولی اخه من اصلا آمادگیش رو ندارم در ضمن فرزاد هم حضور نداره.
آقای امجد میان حرفهایم پرید و گفت: میدونم که دوست داری که فرزاد هم باشه ولی پدرت توی وصیت نامه قید کرده که بدون فرزاد هم میتونیم وصیت نامه رو باز کنیم.
مستاصل نگاهش کردم هر چند ناراضی بودم ولی گفتم: باشه اگر پدر این طور میخواست من حرفی ندارم ولی کاش حداقل قبلا گفته بودید تا به فرزاد اطلاع میدادم.
آقای امجد: فرزاد خان برای مراسم نیومدن اگه میخواستن بیان ایران الان بدون گفتن شما اینجا بودن.
هرچند حرفهای آقای امجد درست بود ولی بالاخره فرزاد برادرم بود و نسبت بهش تعصب داشتم دلم از این حقیقت تلخ گرفت و بغض عجیبی به گلویم فشار آورد. باید غم نبود پدر را با نیش و کنایه اطرافیان در نبود فرزاد تحمل میکردم. آقای امجد کیف سامسونتش را باز کرد و پاکت وصیتنامه را خارج کرد و آرامش پاکت را باز کردو شروع به خواندن کرد. وقتی عزیزترینم نبود وصیتنامه اش و اموالش چه ارزشی برایم داشت. وقتی تنها باشی و هیچ تکیه گاهی نداشته باشی ثذوت به چه درت میخوره. وصیتنامه که خوانده شد از تعجب گیج و مات و فقط به آقای امجد نگاه میکردم این امکان نداشت چرا آخه بابا این کار رو کرد؟
بابا تقریبا بیشتر اموالش رو به نام من کرده بود.
آقای امجد:میدونم چی میخواید بگید ولی اینو بگم که پدرتون شما رو خیلی دوست داشت به خاطر همین اصرار داشت که همه اموالش به شما برسه ولی با صحبتهای که من باهاشون داشتم بالاخره راضی شدن که به فرزاد هم سهمی تعلق بگیره. میدونید که بارها پدرتون گفته بود که فرزاد از ارث محرومه.



دانلود ویژه
آمار سایت
  • 28
  • 7,863
  • 1,027
  • 19,202
  • 1,829
  • 2,022
  • 3,522
  • شهریور ۸, ۱۳۹۶