P30i

دانلود کتاب رمان من تو او دیگری نوشته دختر خورشید -sun daughter

دانلود کتاب رمان من تو او دیگری نوشته دختر خورشید

دانلود کتاب رمان من تو او دیگری

خلاصه رمان من تو او دیگری :

مهندس آرميتاآرمند دختري خودساخته است که شرکت بزرگ مهر که ارائه دهنده ي تجهيزات پزشکي هست و مديريت ميکنه … افکار خاصي داره  سعي ميکنه روشنفکر باشه…وفکر ميکنه که عشق به هيچ وجه وجود نداره و هيچ وقت عاشق نميشه … اما با کسي اشنا ميشه که تصميم ميگيره : کلا فکر نکنه و تز نده!!!

قسمتی از این رمان زیبا:

پشت ميزي نشستند… غذاي ايتاليايي… خوب مازيار سفارشش به اسپاگتي ختم شد و ارميتا چيزي را سفارش داد که مازيار يک لحظه هم نميتوانست ان را يک دور در کلامش بگنجاند. مازيار کسل گفت:حالا چرا اينجا؟کباب بهتر نبود؟ ارميتا:ادم بايد هرچيزي و يک بار هم که شده امتحان کنه… مازيار لبخند کجي زد وگفت: عشق هم امتحان کردي؟ ارميتادست ازخوردن سالادش کشيد و مستقيم به او خيره شد.او هم در نامزدي اش حضور داشت پس چرا مي پرسيد.

ارميتا:يعني تو نميدوني؟

مازيار:واقعا عاشق رامين بودي؟

ارميتا: منو به شام دعوت کردي که اينو ازم بپرسي؟

مازيار لبخندي زد وگفت: اون موقع فکر ميکردم يه دختر ساده و مهربون باشي…

ارميتا:حالا چه فکري ميکني؟

مازيار: يه مدير خشک و جدي…

ارميتا:خوبه …

مازيار: چرا به خواستگاري يه نابغه جواب مثبت دادي؟

ارميتا: ميخواستم عشق و تجربه کنم.

مازيار:خوب بود؟

ارميتا: بدک نبود… اما سرانجام خوبي نداشت.اون موقع ها خيلي بي فکر بودم!

مازيار:اون موقع ها بچه بودي…

ارميتا:اره … واقعا بچه بودم…

مازيار: اون موقع اصلا فکرشو نميکردم يه روزي خودم خواستارت بشم.

برای دانلود کتاب رمان من تو او دیگری نوشته دختر خورشید با ما همراه باشبد.

roman

دیدگاه‌ها (0)

*
*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.