P30i

دانلود کتاب رمان روزای بارونی نوشته هما پوراصفهانی

رمان روزای بارونی نوشته هما پوراصفهانی
کف هر دو دستش رو روی کاپوت ماشین گذاشت و نفس نفس زد فریاد هایی که کشیده بود و قطراه های بارون آتیش درونش رو کمی خاموش کرده بودن مشتش رو کوبید روی کاپوت … غرورش له شده بود … راه افتاد که سوار ماشین بشه تصمیم داشت شب رو توی مطبش بخوابه … هنوز در ماشین رو باز نکرده که یه دفعه مغزش جرقه زد : سر جا خشک شد … یاد پسرک گلفروش افتاد … گلای مریم!!! گلای مریم له شده تو ماشین ترسا ذهنش برگشت به عقب صدای تانیا توی ذهنش پیچید: - وای آرتان! چه بوی مریمی می یاد تو مطبت! عطرشو اسپری می کنی تو هوا؟!!!
دانلود کتاب روزای بارونی PDF
دانلود کتاب روزای بارونی APK
roman

دیدگاه‌ها (0)

*
*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.