دانلود کتاب رمان من تو او دیگری نوشته دختر خورشید

خلاصه رمان من تو او دیگری :
مهندس آرميتاآرمند دختري خودساخته است که شرکت بزرگ مهر که ارائه دهنده ي تجهيزات پزشکي هست و مديريت ميکنه … افکار خاصي داره سعي ميکنه روشنفکر باشه…وفکر ميکنه که عشق به هيچ وجه وجود نداره و هيچ وقت عاشق نميشه … اما با کسي اشنا ميشه که تصميم ميگيره : کلا فکر نکنه و تز نده!!!
قسمتی از این رمان زیبا:
پشت ميزي نشستند… غذاي ايتاليايي… خوب مازيار سفارشش به اسپاگتي ختم شد و ارميتا چيزي را سفارش داد که مازيار يک لحظه هم نميتوانست ان را يک دور در کلامش بگنجاند. مازيار کسل گفت:حالا چرا اينجا؟کباب بهتر نبود؟ ارميتا:ادم بايد هرچيزي و يک بار هم که شده امتحان کنه… مازيار لبخند کجي زد وگفت: عشق هم امتحان کردي؟ ارميتادست ازخوردن سالادش کشيد و مستقيم به او خيره شد.او هم در نامزدي اش حضور داشت پس چرا مي پرسيد.
ارميتا:يعني تو نميدوني؟
مازيار:واقعا عاشق رامين بودي؟
ارميتا: منو به شام دعوت کردي که اينو ازم بپرسي؟
مازيار لبخندي زد وگفت: اون موقع فکر ميکردم يه دختر ساده و مهربون باشي…
ارميتا:حالا چه فکري ميکني؟
مازيار: يه مدير خشک و جدي…
ارميتا:خوبه …
مازيار: چرا به خواستگاري يه نابغه جواب مثبت دادي؟
ارميتا: ميخواستم عشق و تجربه کنم.
مازيار:خوب بود؟
ارميتا: بدک نبود… اما سرانجام خوبي نداشت.اون موقع ها خيلي بي فکر بودم!
مازيار:اون موقع ها بچه بودي…
ارميتا:اره … واقعا بچه بودم…
مازيار: اون موقع اصلا فکرشو نميکردم يه روزي خودم خواستارت بشم.
برای دانلود کتاب رمان من تو او دیگری نوشته دختر خورشید با ما همراه باشبد.
دیدگاهها (0)