P30i

دانلود کتاب داستان خلیفه ای که لک لک شد اثر برادران گریم

در زمان قدیم خلیفة بزرگی در بغداد حکومت می‌کرد. این خلیفه ریش بلندی داشت، قلیان طلا می‌کشید و آشپزی داشت که ماهی تازه را چنان خوب درست می‌کرد که دهان آدم آب می‌افتاد. ضمناً این خلیفه مردم کشور خودش را هم خیلی دوست داشت و به دردشان می‌رسید. هر روز روی فرش‌های زربفت می‌نشست، یک پایش را دراز می‌کرد و پای دیگرش را جمع می‌کرد؛ یعنی در حقیقت روی یک پا می‌نشست.
roman

دیدگاه‌ها (0)

*
*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.