Notification دانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداددانلود کتاب آخرین صاعقه از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
2,606
حجم : 3.62MB
26 آگوست 2017

دانلود کتاب برزخ اما…از گیسوی پاییز

Barzakh ama… By Gisooye Paeez Download

دانلود کتاب برزخ اما...از گیسوی پاییز

 

این رمان ادامه ی ادم و حواست . درست از لحظه ای که امیرمهدی تصادف می کنه .

خلاصه : تویی که از شگرف ترین آسمانها عروج کردی تا بودنت رو، ارزونی تنهاییم کنی…
تویی که من رو از تاریک ترین ژرفای این دریای همیشه طوفانی، تا حقیقت شیرین نور و گرما بالا آوردی…
و زورق سرگردانی م رو، از اسارت جوش و خروش های سر به هوا نجات دادی…
این روزها اگر بغضی ترک می خوره….اگر غمی جدید زائیده می شه… همه برای توئه…
برای تویی که نمی دونم روزی می رسه که چشمام رو با ردّ نگاهت، متبرک کنی ؟…
و من چشم انتظار اون لحظه، هر وفت که بارون بباره، صدات می زنم…
نه با نوای زبانم …که با نوای دل…چرا که تو درون منی…و دیگه نیازی به آوا و کلام نیست….

انگار دستام سرد سردن
انگار چشمام شب تارن
آسمون سیاه، ابر پاره پاره
شرشر بارون، داره میباره
حالا رفتی و من، تنها ترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم، تو بودی فقط همین

گفتی برو، تنها بمون
با غصه ها، همراه بمون
دیگه نمی تونم، خسته ی خسته ام
طلسم غم رو، زدم شکستم
داره چشمام، ابر بارون
رو گونه هام، شده روون
رفتی و رفتی، تنها میمونم
تا آخر عمر، واسه ات میخونم
حالا رفتی و من، تنها ترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم، تو بودی فقط همین


1,139
حجم : 4.86MB
26 آگوست 2017

دانلود کتاب آدم و حوا از گیسوی پاییز

Adam va Havva By Gisooye Paeez Download

دانلود کتاب آدم و حوا از گیسوی پاییز

 

 

خلاصه :
نمی دانی که لبخندت خلاصه ای از بهشت است و نگاه به بند کشیده ات ، شریف ترین فرش پهن شده برای استقبال از دلم ، که هوایی حوا بودن شده ….
باور نمی کنی که من از ملکوت نگاه تو به عرش رسیدم ….
حرف های تو بارانی بود که زمین لم یزرع دلم را به بهاری سبز و شکوفایی مهمان کرد ….
هرچقدر می خواهی آدم باش …
فرقی نمی کند در بهشت باشی یا رانده شده ای به زمین ..
من به هوایت حوا می مانم …
خودت بگو ! حوا را چه به مجنون شدن !
چه گناه از من باشد چه تو ، محکومیم به تنها قانون بی قانون دنیا ؛ جاذبه ی عشق …
بیا تا در خلوتمان یکدیگر را زمزمه کنیم ! ………
این رمان دو جلدی می باشد جلد دوم  :برزخ اما…مقدمه:

در غم هجر روی تو ، رفته ز کف قرار دل *** گر ننماییم تو رخ ، وای به حال زار دل
نیست شبی که تا سحر ، خون نفشانم از بصر *** زآن که غم فراق تو ، کرده تمام کار دل
آمده ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم *** ور تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم
اوست نشسته در نظر ، من به کجا نظر کنم *** اوست گرفته شهر دل ، من به کجا سفر برم
در غم هجر روی تو ، رفته ز کف قرار دل *** گر ننماییم تو رخ ، وای به حال زار دل
نیست شبی که تا سحر ، خون نفشانم از بصر *** ز آن که غم فراق تو ، کرده تمام کار دل
مرده بدم ، زنده شدم ، گریه بدم ، خنده شدم *** دولت عشق آمد و من ، دولت پاینده شدم


1,117
حجم : 1.75MB
25 آگوست 2017

دانلود کتاب راز شاهزاده شهر جادو از Ami74

Raze Shahzade Shahre Jadoo By Ami74 Download

دانلود کتاب راز شاهزاده شهر جادو از Ami74

 

خلاصه :این رمان در مورد دختری با چهره ای بانمک به نام نگین که مثل دخترای دیگه جذابیتای خاص خودشو داره”نگین زندگی فوق العاده معمولی داره در کنار پدربزرگش روز های خوشیو سپری میکنه. اما این زندگی معمولی اونقدراهم طولانی نیست!!!
همه چیز چند ماه بعد از تولد ۱۸ سالگی نگین شروع میشه! توی یه روز عادی و آفتابی مثل تمام روزهای دیگه وقتی که داره از دانشگاه بر میگرده نزدیک خونه پسر بچه ی خوشگل و نازی رو میبینه که تک و تنها تو کوچه ایستاده ..آشنایی با این پسر بچه زندگیه دختر داستان مارو از این رو به اون رو میکنه و باعث تغییراتی تو زندگیش میشه که هیچ وقت حتی فکرشم نمیکرده…

الان باید خودتون بخونید و ببینید که چی به سر دختر داستان (نگین)میاد.

مقدمه:
با امیدی گرم و شادی بخش
با نگاهی مست و رویایی
دخترک افسانه می خواند
نیمه شب در کنج تنهایی
بیگمان روزی ز راهی دور
می رسد شهزاده ای مغرور
می خورد بر سنگفرش
کوچه های شهر
ضربه سم ستور باد پیمایش
می درخشد شعله خورشید
بر فراز تاج زیبایش
تار و پود جامه اش از زر
سینه اش پنهان بزیر رشته هایی از در و گوهر
می کشاند هر زمان همراه خود سویی
باد … پرهای کلاهش را
یا بر آن پیشانی روشن
حلقه موی سیاهش را

 


1,161
حجم : 8.59MB
25 آگوست 2017

دانلود کتاب فصل پنجم عاشقانه هایم از فاطمه ایمانی(لیلین)

Fasle panjome Asheqanehaiam By Fateme Imani Download

دانلود کتاب فصل پنجم عاشقانه هایم از فاطمه ایمانی(لیلین)

 

عقیق که چندسالی می شد فداکارانه خودشو وقف مشکلات زندگی خواهر ها و برادرهاش کرده ، بر اثر یه اتفاق کوچیک پی می بره که این میون از محبت و سادگیش سواستفاده شده و اون پاسخ مناسبی در جواب این چند سال فداکاری نگرفته و حالا که پا به سی سالگی گذاشته و با وجود دوتا نامزدی نا موفقی که تو این مدت داشته، تنهاست و نه شغل ثابتی داره و نه آینده ی تامین شده ای. اون تصمیم می گیره خودشو از این شرایط نجات بده اما انگار لازمه برای این منظور یه سری

آدما و اتفاقات تو گذشته رو دوباره باهاشون روبرو شه و مرورشون کنه….پایان خوش

از زبان نویسنده رمان:واما سوژه ی داستان که از زبان اول شخص و دختری به اسم عقیق

هست. وماجرا حول و حوش زندگی این دختر تو سی سالگیشه. یعنی درست زمانی که حس

می کنه علی رغم داشتن خونواده و دوستان و مادری که همه جوره حمایتش می کنه بازم خلا

های زیادی تو زندگیشه. و تصمیم می گیره اینارو به نوعی پر کنه.کاری که به نظر چندان آسون

نمی یاد. چون مشکلات زیادی سر راهش هست. و از طرفی گذشته جالبی هم به خصوص با

دوتا نامزدی نافرجام و فوت پدرش و خونه نشین شدنش بعد این اتفاقات، نداره.و البته خونواده

ای که تا همین چند وقت پیش حس می کرد حاضره همه ی زندگیشو به پاشون بریزه امابا

اتفاقی که براش رخ می ده خیلی چیزها به چشمش روشن می شه. و اون با یه سرخوردگی

شدید به دنبال این می افته که به هر طریقی خودشو به دیگرون ثابت کنه.
و تو این راه به طرز غریبی همه چیز به اولین اشتباه بزرگ زندگیش که درست ده سال قبل رخ داده،


838
حجم : 10.6MB
25 آگوست 2017

دانلود کتاب پنجره ها میمیرند از رهایش

Panjereha Mimirand By Rahayash Download

دانلود کتاب پنجره ها میمیرند از رهایش

 

 

خلاصه :دانلود رمان پنجره ها می میرند زندگی فراز و نشیب های زیادی داره. زندگی هزار راه نرفته است که با انتخاب هر کدوم از راه ها اتفاقات گوناگونی رو برای خودمون رقم می زنیم. گاهی خوشنودیم از مسیر رفته و گاهی حسرت به دل و پشیمون از  تصمیمات اشتباهمون به عقب نگاه می کنیم و آه سینه سوزی می کشیم.
قصه قصه ی پسریه که وقتی راهی رو می رفته ایمان داشته که درست می ره و حالا…! همیشه برای مردد بودن فرصت هست!

همیشه برای اینکه تردید و شک به دل آدم راه پیدا کنه نشونه هایی هست!  روزهای سخت و تلخ و بالا و پایین های زندگی پسری

رو می خونیم که قطارش از ریل خارج شده و داره سعی می کنه دوباره به مسیر هدایتش کنه! …

بارون اونقدر تند شده که بخواد تا عمق لباسهام نفوذ کنه اما من مرد عقب نشینی کردن نیستم! هه! عقب نشینی! انگار تو صف اول کارزارم که حرف از عقب نشینی می زنم!تو این چند سال اونقدر عقب رونده شده ام که پشتم فقط دیوار باشه! اونقدر عقب عقب رفته ام که دیگه راهی برای عقب نشینی بیشتر نباشه!

آره سخته! سخته که پیش خودت معترف باشی اشتباه کردی! شجاعت عجیبی می خواد! سخته از خودت شرمنده باشی اما … سخت تر از اون شرمنده بودن در مقابل کساییه که یه عمری دوستت داشتن و نگرانت بودن و دوستشون داشتی و نگرانشون بودی و هستی!

صدای لاستیک ماشینی که آب جمع شده ی کف خیابون رو به اطراف می پاشونه نظرم رو جلب می کنه. بر می گردم و نگاهی بهش می اندازم. درست دم در انتهایی ترین خونه ی اون کوچه ی بن بست پارک می کنه و راننده پیاده می شه! چتر به دست پا تند می کنه سمت…


823
حجم : 8.71MB
25 آگوست 2017

دانلود کتاب تراژدی از Ghostwriter

Trajedi By Ghostwriter Download

دانلود کتاب تراژدی از Ghostwriter

 

خلاصه :این رمان، فراز و نشیب های زندگی یک قاتل را شرح می‌دهد.
زنی که بیشتر دوران عمرش را برای این کار تعلیم دیده،
زنی سرکش و استقلال طلب،
بی رحم و خون ریز،
که زندگی انسان ها برایش پشیزی ارزش ندارد.
استقلال و آزادی اش همیشه در مرتبه‌ی اول بوده و هست، و حالا زمانی می‌رسد که برای به دست آوردن آزادی، دست به خ*ی*ا*ن*ت می‌زند.
خیانتی که پیامد هایش نه تنها زندگی خودش، بلکه زندگی اطرافیانش را هم زیر و رو خواهد کرد.
خیانتی که پایان کار را به یک تراژدی بزرگ بدل می‌سازد.

مقدمه:
(قسمتی از متن) زندگی گاهی یک سیاهچال است
چه بخواهی چه نخواهی، اگر کسی حکم کرده باشید جایت همان جاست
در میان دیوار های مرطوب و قرون وسطایش
در میان حشرات موذی و کثیفش
سقف سرت کف کاخ یا کف زندان یکی‌ست
در آن میان روز هایی می‌رسد که پشیمانی
از عظمت سیاهی که اطرافت را گرفته می‌ترسی
از رد پر رنگ خون روان از دستانت که به جای مانده از جان هاییست که گرفته ای واهمه داری.
اما روز هایی هم می‌رسد که آن روح سرکشت عصیان می‌کند
از زخم هایی که خورده ای
از جدال ناعادلانه‌ی روزگار
از ردِ…. عمیق…. و….حقیرِ….خ*ی*ا*ن*ت!
و خدا نکند که آن خ*ی*ا*ن*ت از جانب یک دوست باشد!
وجودت را به آتش کشیده، مغز و قلبت را از حرکت نگاه می‌دارد. و وضعیت من درست همین است.
اما،
من کسی نیستم که به همین سادگی تسلیم شوم
چرخ گردون و دست سرنوشت تحت اوامر من اند!
و این را هم باید فهمیده باشید که در قاموس من جزای خ*ی*ا*ن*ت تنها “مرگ” نیست،
زالوییست که ذره ذره جان قربانی را بگیرد…
ذره….ذره….
تا قطره‌ی آخر!


1,083
حجم : 11.7MB
11 آگوست 2017

دانلود کتاب اقیانوس خورشید از هستی.ق

Oghiyanose Khorshid By Hasti.Gh Download

دانلود کتاب اقیانوس خورشید از هستی.ق

 

خلاصه : دختری تنها و آسیب دیده پس از سالها به خانه خانواده ی پدری اش می رود و به واسطه این نقل مکان ، او وارد زندگی مرموز یک نوازنده می شود .همه چیز به ظاهر خوب و آرام است تا زمانی که قیم قانونی او به ایران باز می گردد و اسرار مگو فاش می شوندو زندگی ها در هم گره می خورد…

من و تو ، دو غریبه …
از دو دیار …
از دو دنیای جدا از هم …
با دردی مشترک !
من و تو تنهاترین آدمهای جهانیم !
در این طوفان سیاه ، چشم بگشا پریزاده ی من … چشمان تو اقیانوس خورشید است .
مقدمه :

از ماشین پیاده شد و در را با تمام قدرتش به هم کوبید ، زیر شر شر باران درست لبه ی پرتگاه ایستاد .
کوبش نا منظم قلبم را درست جایی نزدیک بهحلقم احساس می کردم .
دست لرزانم دستگیره ی در را فشرد ، پیاده شدم .
باران بی امان سر تا پایم را شست .
پشت سرش ایستادم ، پشت سر کوهی از صلابت و غرور ، پشت سر کسی که با تمام تنفر …
هنوز دلم برای او ضعف می رفت .
یک آتشفشان آماده ی فوران بود ، عضلات فکش منقبض می شد و با انگشتان بلند و کشیده ، بازویش را می فشرد .
این یعنی آماده ی حمله !
می ترسیدم ، از عصبانیت این تندیس زیبا می ترسیدم !
هنوز دلیل این دزدیده شدن بی رحمانه را نمی دانستم ، می خواست توضیح بدهد ؟!
اصلا چیزی برای توضیح دادن وجود داشت ؟
بالاخره طلسم سکوت را با صدای گرفته اش شکست .
_آره درسته ! هر چی که راجع به من شنیدی درسته !
نه خدایا نه ! کاش خواب باشم … خدایا بیدارم کن … خدایا خواهش می کنم نگذار ادامه دهد ، اجازه نده همین کور سوی امید هم نابود شود .