پی سی آی دانلود | نرم افزار, بازی, اندروید, ,آموزش, کامپیوتر » دانلود کتاب رمان کسی میان ما نوشته 之ДĦЯд

Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
905
حجم : 2.7 مگابایت
8 دسامبر 2014

خلاصه داستان :

داستان در مورد دختریِ که تو خونواده ش با مشکلات زیادی رو به روئه. اون قدر که فرار و بر قرار ترجیح می ده. فراری که در پس اون بی قراری های زیادی انتظارش رو می کشه…

قسمتی از متن رمان :

صدای آرتین تو ذهنم تکرار شد :
ـ گلسا پس همه چیز طبق نقشه مون پیش میره … درسته؟
واقعا تنها راه فرار بود؟ … همیشه خیلی راحت با بقیه ارتباط برقرار می کردم اما نمی دونستم چرا هیچ وقت با خانواده م رابطه خوبی نداشتم … همیشه احساس می کردم که فقط یه غریبه م … یه غریبه که جایی توی اون خانواده نداره … غریبه ای بودم که مادرم حتی از دیدنم خودداری می کرد … از همون روز اول … از همون روزی که به دنیا اومده بودم و به عنوان یه آدم پا به این دنیا گذاشته بودم … حالا می خواستم فرار کنم، از این خونه و آدماش … از نگاه هاشون … طعنه هاشون … برام فرقی نمی کردعاقبتم چی می شه … فقط می خواستم برم … حالا که توی این کار یه حامی و پشتیبان پیدا کرده بودم نباید این فرصت طلایی رو از دست می دادم …
ـ گلسا؟ … چرا جواب نمی دی؟
با صدای آرتین به خودم اومدم و با نگرانی گفتم :
ـ آرتین من … من می ترسم …
با مهربونی گفت :
ـ از چی قربونت برم؟ … باور کن اگه بابا و مامانم راضی می شدن هیچ وقت … هیچ وقت ازت نمی خواستم این کار رو بکنی.
با کلافگی گفتم :
ـ می دونم … من درکت می کنم … اما این دلشوره لعنتی دست از سرم برنمی داره … اگه یه روز مجبور بشم که برگردم … وای آرتین … اون روز حتما روز مرگمه … بابام حتما منو …


پیشنهاد ویژه : به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب عاشقانه برتر ایرانی را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید . برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید