P30i

دانلود کتاب رمان پارلا

دانلود کتاب رمان پارلا نوشته آنیتا

دانلود کتاب رمان پارلا

Parla By Anita Download PDF Book

پارلا يه اسم ترکيه به معنيه : درخشان و نوراني

قسمتی از رمان پارلا :

عليرضا به سمتم آمد. از پشت بغلم کرد. آهسته دستم را دور چراغ خواب حلقه کردم. عليرضا در گوشم گفت:

من خيلي دوستت دارم… پارلا باور کن… علاقه ي من به تو هيچ دخلي به مهتاب نداره… من تو رو دوست دارم… نه به خاطر مهتاب. نه به خاطر هيچ چيز ديگه. دوست داشتن که دليل نداره. فقط اين و مي دونم که… هيچ کس رو توي زندگيم اين طور دوست نداشتم. يک لحظه شک به دلم افتاد. دستم شل شد..اگر او بدون من مي رفت. دنياي بدون او هم آزاردهنده به نظر مي رسيد… کي تا به آن روز آن طور به من ابراز علاقه کرده بود؟ به اميد چه کسي بايد برمي گشتم؟… به اميد زندگي بهتر با آرايشگري و سبزي پاک کني؟ به اميد دوست پسرهايي مثل کيوان؟ به اميد پسرهاي بي دست و پايي مثل کسري؟… يا به اميد آدمي خشک و جدي مثل سياوش؟ آدمي که حتي اگر عاشقم هم بود نمي توانست مثل عليرضا بهم ابراز علاقه کند… عليرضا من را بيشتر به خودش فشرد و موهايم را بوييد… حرفش توي ذهنم انعکاس پيدا کرد:

هيچ کس رو توي زندگيم اين طور دوست نداشتم. بعد از آن صورت بانمک و تپل ساقي جلوي چشمم آمد. بازيچه ي احساس يک آدم نامتعادل به من شده بود.ياد روز اول دانشگاه افتادم..يادم آمد که چطور داشت از دست من و مهري خانم حرص مي خورد. چهره ي مارال جاي صورت ساقي را گرفت… با همان چشم هاي پر از شيطنت و موهايي که آفريقايي بافته شده بود.. ياد روزهاي پر اميد و آرزويي افتادم که توي خيابان هاي تهران مي گذرانديم و با صداي بلند مي خنديديم… صورت شاد راحله را مجسم کردم. ياد پرخوري هايش افتادم… حتي صورت الهه نيز پيش چشمم جان گرفت… يادم آمد که چه قدر به او و هر چيزي که مربوط به او مي شد حساسيت نشان مي دادم…

دنيايي که الهه در آن قرار بود به زودي ازدواج کند، در آن لحظه برايم دنيايي ديگر به نظر مي رسيد.

برای دانلود کتاب رمان پارلا با ما همراه باشید.

roman

دیدگاه‌ها (2)

*
*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

    پریسا مهمان جولای 28, 2014 پاسخ

    این رمان قطعا جزئ یکی از بهترین رمانهایی هست که تا حالا خوندم اصلا بینظیر بود نمیتونم حس الانمو بگم ولی من خیلی راحت با این کتاب ارتباط برقرار کردم کل شبو براش بیدار بودم ولی ای کاش علی زنده میموند ای کاش پارلا بخاطر عشق علی به خودش دیگه حداقل باسیاوش نمی موند و ای کاش شخصیت دیوانه قصه بهتر بررسی میشد... من که دیوانه ی علی شدم

    پرستو مهمان سپتامبر 22, 2014 پاسخ

    فوق العاده بود کلــــــــــــــــی گریه کردم