P30i

دانلود کتاب رمان چشمان تو عشق من نوشته midnight girl

قسمتی از این رمان:

تا صبح از اين دنده به اون دنده شدم فکر امير خوابو از چشمام گرفته بودو اين عصبيم مي کرد تا حالا

نشده بود يه پسر انقدر ذهنمو درگير خودش کنه شايان تمام شب بيدار بود اتاق خودش سرويس

بهداشتي نداشتو مجبور بود از اوني که تو راهرو هست استفاده کنه صداي بازو بسته شدن در اتاقشو در

دستشويي اعصابمو خراب تر مي کرد.از قبل پيش بيني همچين اتفاقي رو کرده بودم .قرص

ديفنوکسيلات رو که با روغن کرچک از چمدون برداشته بودمو از رو ميز برداشتمو رفتم بيرون شايان از

دستشويي اومد بيرون .يکي از قرصا رو دادم دستشو گفتم:اينو بخور بهتر ميشي.

roman

دیدگاه‌ها (0)

*
*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.