P30i

دانلود رمان این عشقه 1 نوشته آریانا و آرمیلا

دانلود رمان این عشقه ۱ نوشته آریانا و آرمیلا

دانلود رمان این عشقه 1 نوشته آریانا و آرمیلا

This is Love By Ariana & Armila Download PDF Book

بخشی از رمان این عشقه نوشته آرمیلا و آریانا :

من با نگرانی- فربد تحمل کن.. اینو بخور…

از زور سرفه از چشاش اشک میومد…مجبوری دهن باز کرد و آب و خورد..سرفه اش یه ذره کم تر شد..مجبور بودم کمکش کنم..اونطوری که خم شده بود بد بخت آب نمیتونست از جاش تکون بخوره…دوباره آب خورد ولی سرفه امونش نداد و آب و فوت کرد تو صورت من بدبخت…همه جام آب و تفی شد..اَه..ولی به روی خودم نیاوردم…یه دستم و رو کمرش گذاشتم و یه دستم و تکیه گاه سینه اش کردم…محکم دستی که رو سینش بود و به طرف پشت حول دادم که صاف شه و دست روی کمرشم به طرف خودم فشار دادم…دهنی که از زور فشار قفل شده بود و حرصی شده بود گفتم

من- درست بشین بینم آخههههههه….

بلاخره درست نشست..با حرص لیوان و محکم بردم به طرف لبش که زیادی محکم خورد نصف آب ریخت

بیرون…لیوانو خم کردم و ریختم تو دهنش..با حرص گفتم

من- زحمته هااا،ولی قورت دادنش با خودت….

قورتش داد و در حالی که سرفه اش کمر شده بود داشت میخندید…حرصم بیشتر شدو کف دستم و باز کردم و محکم زدم به پشتش…یه صدایی داد که گوشام زنگ زد..ولی دلم خنک شد..انگار اونم آتیش گرفت چون سرفه اش بند امد…چشاش از حدقه اش زد بیرون…نگام کرد..نشستم جلوش و لبخند زدم..

من- داشتی خفه میشدیاااا…

فربد همینطوری نگام میکرد

من- انگار تو شوک هم رفتی..میگم میتونم عین اون و تو صورتت پیاده کنم هااا…

فربد زودی دستش و گرفت جلوم و گفت

فربد- نه نه..قربون دستت همون یکی کافی بود…

رمـز فـایل : www.p30i.com

دیدگاه‌ها (0)

*
*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.