P30i

دانلود رمان عاشقانه عاشقم باش نوشته نجمه پژمان

رمان عاشقانه عاشقم باش نوشته نجمه پژمان

رمان عاشقانه عاشقم باش

Asheghane Ashegham Bash By Najeme Pejman

 

قسمتی از رمان عاشقانه عاشقم باش نوشته نجمه پژمان :

دیگه از دستش کلافه شده بودم. آرزو می کردم که زودتر به خانه برسم تا از نگاههای خیره و حرفهای عاشقانه اش نجات پیدا کنم. صورتم را به طرف خیابان چرخاندم تا حد اقل از نگاههای عاشقانه اش در امان باشم،پشت چراغ قرمز توقف کرده بودیم که شیشه را پائین کشید.صدای بچه گانه ای به گوشم رسید که می گفت آقا گل دارم گلهای قشنگ،گل مریم،رز،داوودی لطفاً برای خانمتان گل بخرید.آنقدر از دست مسعود عصبانی بودم که برنگشتم صورت آن بچه را نگاه کنم صدای مسعود را شنیدم که می گفت:

– داوود را در خانه جا گذاشتیم پس داوودی نمی خوایم،مریم و رز هم دوست ندارم ببینم گل شقایق نداری؟

– خیر آقا!

گوشهایم را تیز کردم تا ببینم درست شنیدم خدایا این پسر عموی دیوانه از جان من چه می خواست؟عجب غلطی کردم با او همراه شدم!

– حیف شد اگر گل شقایق داشتی حتما ازت می خریدم البته اشکال نداره چون ما خودمون گل اصلیه رو داریم ایناهاش اینجا نشسته. با خود گفتم،مسعود بیچاره فکر کردی بچه گیر آوردی و می تونی با این الفاظ عاشقانه قلب منو تسخیر کنی بهتره دمت را روی کولت بذاری و بری پیش همونایی که دلشون برات غش و ضعف می ره. گاهی خودم متعجب می شدم که چرا تا حالا نگذاشته ام هیچ عشقی به دلم نفوذ پیدا کنه من نجواهای عاشقانه را از گوشه و کنار می شنیدم اما همیشه خونسرد نظاره گر بودم دوست نداشتم هیچ مردی به من ابراز علاقه کند زیرا دردی در دل داشتم که ناگفتنی بود و همان باعث شده بود تا دریچه قلبم

را به رو هیچ کس نگشایم .

خواهرم همیشه منو به باد مسخره می گرفت و می گفت تو قلبی از سنگ داری،من زمانی که به سن تو بودم با هر کلمه عاشقانه ای صورتم گل می انداخت اما تو انگار نه انگار که جنس مخالفی به تو ابراز علاقه می کند خیلی بی تفاوتی، و من در دل می گفتم، دردی در سینه دارم که اگر گویم زبان سوزد ورنه مغز و استخوان سوزد.

برای دانلود رمان عاشقانه عاشقم باش نوشته نجمه پژمان با ما همراه باشید.

رمـز فـایل : www.p30i.com

دیدگاه‌ها (6)

*
*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

    افسانه مهمان آبان 10, 1393 پاسخ

    سلام
    چرا داستان رو کامل نذاشتین از وسطای فصل هشت یه تیکه ی خیلی بزرگ حذف شده. در واقع یکی از زیباترین قسمتای کتاب.

    تینا مهمان آبان 24, 1393 پاسخ

    دستتون درد نکنه رمان هایی گذاشتید خیلی عالیه

    صبا مهمان فروردین 6, 1394 پاسخ

    عاليه
    خيلي ممنون

    nazanin atri مهمان خرداد 30, 1394 پاسخ

    ﺍﻳﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﺧﻴﻠﻰ ﻗﺸﻨﻜﻪ ﻣﺮﺳﻰ ﺍﺯ ﻫﻤﺘﻮﻥ ;)

    mina مهمان تیر 7, 1394 پاسخ

    رمان خیلی قشنگی بود و به دلم نشست
    راستش منم دوتا رمان دارم میخوام بذارم تو سایت میتونی کمکم کنی؟

    نجمه مهمان اردیبهشت 27, 1398 پاسخ

    سلام من نجمه پژمان هستم کلاس دهم (دوم دبیرستان قدیم)رشته انسانی.یه روز تومدرسه یکی از هم کلاسی هام گفت که من یه رمان دانلود کردم نویسندش نجمه پژمان بود خیلی برام جالب بود برا همین تر غیب شدم برم بخونمش وقتی خوندم خیلی خوشم اومد.

    ازش خواستم اسم رمان بگه گفت (عاشقم باش )منم پی دی اف اون دانلود وخوندم خیلی خوشم اومد . خیلی برام جالب بود که شقایق داستان هم سن من وهم رشته من و هم مثل من به روانشناسی علاقه داشت .خیلی ممنونم بابت نوشتن همچین رمان زیبایی.