P30i

دانلود کتاب رمان آبی تر از عشق نوشته پروانه شیخ لو

قسمتی از این رمان زیبا:

هميشه فکر ميکردم بين فاميل و آشنايان پورياي ما از همه سرتره ولي با اومدن آريا ….

انقدر درباره ي علت تغيير قيافه اش تو خونه حرف زدم که همه به من شک کردن …مامان ميگفت:جاي

تعجب نداره اگه به آريا علاقه مند شده باشي از مهموني عموت به اينور تمام دخترها افتادن به تکاپو تا

نظر آريارو  یه جوري به خودشون جلب کنند.

منم دوست داشتم نظرشو جلب کنم ولي نه براي ازدواج بلکه يه جوري سر از رازش در بيارم…ولي اگه

بخوام با خودم روراست باشم …زيبايي آريا يه حس غريبي رو ته دل به وجود آورده…نميدونم چيه…

دوست دارم فقط من به چشمش بيام …همين..آره يه جوري دوست دارم بهش ثابت کنم که اگر اون

جذابترين پسره خب منم جذابترين دخترم..ولي وقتي يادم مي افته که اون منو هميشه با چه تيپ و سر

و ضعي ديده از خودم نا اميد ميشم…يعني ديشب حس کردم که من هيچ شانسي ندارم….و هنوزم تو

شوک حرفهاش موندم وانقدر ذهنم درگير حرفهاشه که کلا کنجکاويمو درباره ي چهر ه اش فراموش کردم

درست يک ماه موقعي که آريا را ديده بودم ميگذشت که عمو بهرام بازم مهموني گرفت اينبار مهموني به

خاطر هادي بود ..يعني جشن نامزدي هادي بود مدتي بود که پسر عموم به يکي از دخترهاي

دانشگاهشون دلبسته بود و حالا به طور رسمي نامزد ميشدند….

roman

دیدگاه‌ها (0)

*
*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.