پی سی آی دانلود | نرم افزار, بازی, اندروید, ,آموزش, کامپیوتر » دانلود کتاب رمان فریاد دلم

Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
1,854
حجم : 1.3 مگابایت
27 ژانویه 2014

قسمتی از این رمان زیبا:

طاهره ابروشو داد بالا و به پیمان گفت: شما چقدر با نمکی!!

پیمان : ای بابا باز لو رفتم … اتفاقا همه بهم همینو میگن

طاهره: بله آخه از دور مشخصه … فقط این همه که میگید بهتون نگفتن الان کسی نمک زیاد استفاده

نمیکنه ؟

پیمان : نه نگفتن .. چرا استفاده نمیکنن ؟

طاهره : آخه میترسن فشار خونشون بزنه بالا … میدونید که فشار بالا خیلی بده

پیمان :اوه … بله درسته ! خوب شما چه پیشنهادی دارید ؟

طاهره : در چه موردی ؟ بالا بودن فشار خون ؟

پیمان : نه در مورد با نمک بودن من ….

طاهره : اهان ! هیچی سعی کنید زیاد تو آب نمک نخوابید شبا …

پیمان : ا شما از کجا فهمیدید من شما تو آب نمک میخوابم ؟ اصلا چجوری به عمق بانمک بودن من پی

بردید ؟ از چشام معلومه ؟؟

طاهره : نه خیر از اونجایی که دیگه حس میکنم داره فشارخونم میزنه بالا از مصاحبت با شما ..!

پیمان : واقعا؟ شاید ژنتیکی باشه ها

طاهره : تا جایی که یادمه ما تو ژنمون فشارخون نیست .. منتها چیزای خوب دیگه ای به ارث بردیم که

نمیشه همه جا گفت!!

پیمان : چه جالب ! میشه مثلا یه نمونشو بگید ؟

طاهره :آخه میدونید گفتنی نیست عملیه ..خیلی هم خطرناکه!

پیمان با قیافه بامزه ای گفت: هی وای من …. یعنی شما ارثتون عمله؟!

یعنی معتادید؟ چی مصرف میکنید حالا؟

طاهره : والا بابابزرگ خدا بیامرزم تو کار تریاک بود . بابای خودم علاقه خاصی به حشیش داره … خودمم

که دیگه مشخصه تو کار شیشه و کیریستالم که ظریفتره !!!!!

وای خدا این چه چرت و پرتایی که طاهره داره به این میگه !

پیمان بیچاره چشماش ۶ تا شده بود ! خیره شده بود به طاهره که ببینه این داره راست میگه یا دروغ

پیمان : واقعا؟؟

طاهره: به جون شما !

پیمان : جون ما که در مقابل شما بی ارزشه ! میگم ماشالا عملتونم سنگینه ها جد و آبادی!

طاهره : خلافمونم سنگینه

پیمان : یعنی چی اونوقت؟

طاهره: یعنی اگر خدایی نکرده فشارمون بزنه بالا و خون جلوی چشمامونو بگیره اختیارمون دست

خودمون نیست

پیمان :چه خطرناک ! شما که الان فشارت پایینه نه ؟

طاهره : نه اتفاقا داره خون جلو چشمامو میگیره

پیمان : خون آشام!

طاهره : بله ؟ چیز خاصی گفتید ؟


پیشنهاد ویژه : به جای دانلود تک تک کتاب های رمان میتوانید با پرداخت 2000 تومان 300 کتاب عاشقانه برتر ایرانی را به صورت یکجا با لینک مستقیم دانلود کنید . برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید