Notification دانلود کتاب سرانجام یک شرط از بهاره بهادریدانلود کتاب آرام از راضیه درویش زادهدانلود کتاب هیچوقت دیر نیست از مهسا زهیریدانلود کتاب با تو هرگز از سمیرا16دانلود کتاب آخرین صاعقه جلد دوم از سمیرا بهداد
آخرین بروزرسانی های اندروید Whatsapp دانلود آخرین ورژن برنامه Facebook دانلود آخرین ورژن برنامه Instagram دانلود آخرین ورژن برنامه Viber دانلود آخرین ورژن برنامه Clash of Clans دانلود آخرین ورژن بازی Skype دانلود آخرین ورژن برنامه Tango دانلود آخرین ورژن برنامه Line دانلود آخرین ورژن برنامه Mx Player دانلود آخرین ورژن برنامه Beetalk دانلود آخرین ورژن برنامه
آخرین بروزرسانی های ویندوز FireFox دانلود آخرین ورژن برنامه Chrome دانلود آخرین ورژن برنامه IDM دانلود آخرین ورژن برنامه Photoshop دانلود آخرین ورژن برنامه Winrar دانلود آخرین ورژن برنامه Office دانلود آخرین ورژن برنامه Flash Player دانلود آخرین ورژن برنامه 8.1 دانلود آخرین ورژن ویندوز Directx دانلود آخرین ورژن برنامه KM Player دانلود آخرین ورژن برنامه

تبلیغات
تبلیغات
هتلهای مشهد
تبلیغات
91
حجم : 3.10MB
۸ شهریور ۱۳۹۶

دانلود کتاب پروفسور از میترا قلی پور

Porofoser By Mitra Gholipor  Download

دانلود کتاب پروفسور از میترا قلی پور

خلاصه:همه چی از یه اتفاق ساده شروع شد
وارد گروهی شدم که هیچ ربطی بهم نداشت…
موندگار شدم و عاشق شدم…
عاشق همون مردی که اسمش رعشه به جون همه مینداخت
عاشق پروفسور…
رئیس مافیا❣
#ژانر: عاشقانه، پلیسی، معمایی
#پایان_خوش

گوشی رو روی قفسه ی سینه ی بیمار گذاشتم و به صدای منظم قلبش گوش دادم.
نگاهم همزمان به پرونده ش بود.
…:خانم دکتر،حالش چه طوره؟
-: همه چی خوبه، خدارو شکر وضعیت بحرانی رو پشت سر گذاشته. به زودی به هوش میاد.
… : خدا خیرتون بده. همش رو مدیون شماییم.
لبخندی به نشونه احترام زدم و از اتاق اومدم بیرون.
می خواستم برم طرف پاویون که صدای جیغ و داد متوقفم کرد.

-: چی شده؟
پرستار: وای خانم دکتر بیاین کمک. یه مدرسه آتیش گرفته؛ کلی مصدوم آوردن.
با عجله دوییدم طرف اورژانس،مثل این که روز پر مشغله ای در پیش داشتم!

در رو آروم باز کردم و رفتم تو.
آرین باز مثل همیشه رو مبل خوابیده بود.
آخه مگه تا اتاق چقدر راهه؟
این پسره آدم به شو نیست!
لباسام رو عوض کردم و رفتم تو آشپزخونه، خسته تر از اونی بودم که بخوام یه شام مفصل درست کنم.
یه لبخند خبیثانه زدم و رفتم سراغ تخم مرغ ها.
نیمرو رو با مایتابه گذاشتم رو میز که دستم خورد به لیوان آب و کلش رو پرونده ی آرین خالی شد.
جیغ خفیفی کشیدم و تند پرونده رو برداشتم و دونه دونه کاغذ های داخلش رو رو زمین پهن کردم.
آرین: می کشمت آیدا.
با لب و لوچه آویزون نگاهش کردم.
-: ببخشید داداشی.
آرین: ای دستو پا چلفتی.
-: اصلا به من چه،می خواستی لیوانت رونذاری اون جا.
آرین: طلبکارم شدی؟
-: حالا اینا چی هست؟ مهمه؟
آرین: پرونده جدیدمه.آوردم یه نگاهی بهش بندازم.
-: به به. پس جون میده برا فضولی.
مشغول خوندنش بودم که نگاهم در…


49
حجم : 3.62MB
۴ شهریور ۱۳۹۶

دانلود کتاب برزخ اما…از گیسوی پاییز

Barzakh ama… By Gisooye Paeez Download

دانلود کتاب برزخ اما...از گیسوی پاییز

 

این رمان ادامه ی ادم و حواست . درست از لحظه ای که امیرمهدی تصادف می کنه .

خلاصه : تویی که از شگرف ترین آسمانها عروج کردی تا بودنت رو، ارزونی تنهاییم کنی…
تویی که من رو از تاریک ترین ژرفای این دریای همیشه طوفانی، تا حقیقت شیرین نور و گرما بالا آوردی…
و زورق سرگردانی م رو، از اسارت جوش و خروش های سر به هوا نجات دادی…
این روزها اگر بغضی ترک می خوره….اگر غمی جدید زائیده می شه… همه برای توئه…
برای تویی که نمی دونم روزی می رسه که چشمام رو با ردّ نگاهت، متبرک کنی ؟…
و من چشم انتظار اون لحظه، هر وفت که بارون بباره، صدات می زنم…
نه با نوای زبانم …که با نوای دل…چرا که تو درون منی…و دیگه نیازی به آوا و کلام نیست….

انگار دستام سرد سردن
انگار چشمام شب تارن
آسمون سیاه، ابر پاره پاره
شرشر بارون، داره میباره
حالا رفتی و من، تنها ترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم، تو بودی فقط همین

گفتی برو، تنها بمون
با غصه ها، همراه بمون
دیگه نمی تونم، خسته ی خسته ام
طلسم غم رو، زدم شکستم
داره چشمام، ابر بارون
رو گونه هام، شده روون
رفتی و رفتی، تنها میمونم
تا آخر عمر، واسه ات میخونم
حالا رفتی و من، تنها ترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم، تو بودی فقط همین


36
حجم : 4.86MB
۴ شهریور ۱۳۹۶

دانلود کتاب آدم و حوا از گیسوی پاییز

Adam va Havva By Gisooye Paeez Download

دانلود کتاب آدم و حوا از گیسوی پاییز

 

 

خلاصه :
نمی دانی که لبخندت خلاصه ای از بهشت است و نگاه به بند کشیده ات ، شریف ترین فرش پهن شده برای استقبال از دلم ، که هوایی حوا بودن شده ….
باور نمی کنی که من از ملکوت نگاه تو به عرش رسیدم ….
حرف های تو بارانی بود که زمین لم یزرع دلم را به بهاری سبز و شکوفایی مهمان کرد ….
هرچقدر می خواهی آدم باش …
فرقی نمی کند در بهشت باشی یا رانده شده ای به زمین ..
من به هوایت حوا می مانم …
خودت بگو ! حوا را چه به مجنون شدن !
چه گناه از من باشد چه تو ، محکومیم به تنها قانون بی قانون دنیا ؛ جاذبه ی عشق …
بیا تا در خلوتمان یکدیگر را زمزمه کنیم ! ………
این رمان دو جلدی می باشد جلد دوم  :برزخ اما…مقدمه:

در غم هجر روی تو ، رفته ز کف قرار دل *** گر ننماییم تو رخ ، وای به حال زار دل
نیست شبی که تا سحر ، خون نفشانم از بصر *** زآن که غم فراق تو ، کرده تمام کار دل
آمده ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم *** ور تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم
اوست نشسته در نظر ، من به کجا نظر کنم *** اوست گرفته شهر دل ، من به کجا سفر برم
در غم هجر روی تو ، رفته ز کف قرار دل *** گر ننماییم تو رخ ، وای به حال زار دل
نیست شبی که تا سحر ، خون نفشانم از بصر *** ز آن که غم فراق تو ، کرده تمام کار دل
مرده بدم ، زنده شدم ، گریه بدم ، خنده شدم *** دولت عشق آمد و من ، دولت پاینده شدم


41
حجم : 1.75MB
۳ شهریور ۱۳۹۶

دانلود کتاب راز شاهزاده شهر جادو از Ami74

Raze Shahzade Shahre Jadoo By Ami74 Download

دانلود کتاب راز شاهزاده شهر جادو از Ami74

 

خلاصه :این رمان در مورد دختری با چهره ای بانمک به نام نگین که مثل دخترای دیگه جذابیتای خاص خودشو داره”نگین زندگی فوق العاده معمولی داره در کنار پدربزرگش روز های خوشیو سپری میکنه. اما این زندگی معمولی اونقدراهم طولانی نیست!!!
همه چیز چند ماه بعد از تولد ۱۸ سالگی نگین شروع میشه! توی یه روز عادی و آفتابی مثل تمام روزهای دیگه وقتی که داره از دانشگاه بر میگرده نزدیک خونه پسر بچه ی خوشگل و نازی رو میبینه که تک و تنها تو کوچه ایستاده ..آشنایی با این پسر بچه زندگیه دختر داستان مارو از این رو به اون رو میکنه و باعث تغییراتی تو زندگیش میشه که هیچ وقت حتی فکرشم نمیکرده…

الان باید خودتون بخونید و ببینید که چی به سر دختر داستان (نگین)میاد.

مقدمه:
با امیدی گرم و شادی بخش
با نگاهی مست و رویایی
دخترک افسانه می خواند
نیمه شب در کنج تنهایی
بیگمان روزی ز راهی دور
می رسد شهزاده ای مغرور
می خورد بر سنگفرش
کوچه های شهر
ضربه سم ستور باد پیمایش
می درخشد شعله خورشید
بر فراز تاج زیبایش
تار و پود جامه اش از زر
سینه اش پنهان بزیر رشته هایی از در و گوهر
می کشاند هر زمان همراه خود سویی
باد … پرهای کلاهش را
یا بر آن پیشانی روشن
حلقه موی سیاهش را

 


44
حجم : 8.59MB
۳ شهریور ۱۳۹۶

دانلود کتاب فصل پنجم عاشقانه هایم از فاطمه ایمانی(لیلین)

Fasle panjome Asheqanehaiam By Fateme Imani Download

دانلود کتاب فصل پنجم عاشقانه هایم از فاطمه ایمانی(لیلین)

 

عقیق که چندسالی می شد فداکارانه خودشو وقف مشکلات زندگی خواهر ها و برادرهاش کرده ، بر اثر یه اتفاق کوچیک پی می بره که این میون از محبت و سادگیش سواستفاده شده و اون پاسخ مناسبی در جواب این چند سال فداکاری نگرفته و حالا که پا به سی سالگی گذاشته و با وجود دوتا نامزدی نا موفقی که تو این مدت داشته، تنهاست و نه شغل ثابتی داره و نه آینده ی تامین شده ای. اون تصمیم می گیره خودشو از این شرایط نجات بده اما انگار لازمه برای این منظور یه سری

آدما و اتفاقات تو گذشته رو دوباره باهاشون روبرو شه و مرورشون کنه….پایان خوش

از زبان نویسنده رمان:واما سوژه ی داستان که از زبان اول شخص و دختری به اسم عقیق

هست. وماجرا حول و حوش زندگی این دختر تو سی سالگیشه. یعنی درست زمانی که حس

می کنه علی رغم داشتن خونواده و دوستان و مادری که همه جوره حمایتش می کنه بازم خلا

های زیادی تو زندگیشه. و تصمیم می گیره اینارو به نوعی پر کنه.کاری که به نظر چندان آسون

نمی یاد. چون مشکلات زیادی سر راهش هست. و از طرفی گذشته جالبی هم به خصوص با

دوتا نامزدی نافرجام و فوت پدرش و خونه نشین شدنش بعد این اتفاقات، نداره.و البته خونواده

ای که تا همین چند وقت پیش حس می کرد حاضره همه ی زندگیشو به پاشون بریزه امابا

اتفاقی که براش رخ می ده خیلی چیزها به چشمش روشن می شه. و اون با یه سرخوردگی

شدید به دنبال این می افته که به هر طریقی خودشو به دیگرون ثابت کنه.
و تو این راه به طرز غریبی همه چیز به اولین اشتباه بزرگ زندگیش که درست ده سال قبل رخ داده،


41
حجم : 10.6MB
۳ شهریور ۱۳۹۶

دانلود کتاب پنجره ها میمیرند از رهایش

Panjereha Mimirand By Rahayash Download

دانلود کتاب پنجره ها میمیرند از رهایش

 

 

خلاصه :دانلود رمان پنجره ها می میرند زندگی فراز و نشیب های زیادی داره. زندگی هزار راه نرفته است که با انتخاب هر کدوم از راه ها اتفاقات گوناگونی رو برای خودمون رقم می زنیم. گاهی خوشنودیم از مسیر رفته و گاهی حسرت به دل و پشیمون از  تصمیمات اشتباهمون به عقب نگاه می کنیم و آه سینه سوزی می کشیم.
قصه قصه ی پسریه که وقتی راهی رو می رفته ایمان داشته که درست می ره و حالا…! همیشه برای مردد بودن فرصت هست!

همیشه برای اینکه تردید و شک به دل آدم راه پیدا کنه نشونه هایی هست!  روزهای سخت و تلخ و بالا و پایین های زندگی پسری

رو می خونیم که قطارش از ریل خارج شده و داره سعی می کنه دوباره به مسیر هدایتش کنه! …

بارون اونقدر تند شده که بخواد تا عمق لباسهام نفوذ کنه اما من مرد عقب نشینی کردن نیستم! هه! عقب نشینی! انگار تو صف اول کارزارم که حرف از عقب نشینی می زنم!تو این چند سال اونقدر عقب رونده شده ام که پشتم فقط دیوار باشه! اونقدر عقب عقب رفته ام که دیگه راهی برای عقب نشینی بیشتر نباشه!

آره سخته! سخته که پیش خودت معترف باشی اشتباه کردی! شجاعت عجیبی می خواد! سخته از خودت شرمنده باشی اما … سخت تر از اون شرمنده بودن در مقابل کساییه که یه عمری دوستت داشتن و نگرانت بودن و دوستشون داشتی و نگرانشون بودی و هستی!

صدای لاستیک ماشینی که آب جمع شده ی کف خیابون رو به اطراف می پاشونه نظرم رو جلب می کنه. بر می گردم و نگاهی بهش می اندازم. درست دم در انتهایی ترین خونه ی اون کوچه ی بن بست پارک می کنه و راننده پیاده می شه! چتر به دست پا تند می کنه سمت…


38
حجم : 8.71MB
۳ شهریور ۱۳۹۶

دانلود کتاب تراژدی از Ghostwriter

Trajedi By Ghostwriter Download

دانلود کتاب تراژدی از Ghostwriter

 

خلاصه :این رمان، فراز و نشیب های زندگی یک قاتل را شرح می‌دهد.
زنی که بیشتر دوران عمرش را برای این کار تعلیم دیده،
زنی سرکش و استقلال طلب،
بی رحم و خون ریز،
که زندگی انسان ها برایش پشیزی ارزش ندارد.
استقلال و آزادی اش همیشه در مرتبه‌ی اول بوده و هست، و حالا زمانی می‌رسد که برای به دست آوردن آزادی، دست به خ*ی*ا*ن*ت می‌زند.
خیانتی که پیامد هایش نه تنها زندگی خودش، بلکه زندگی اطرافیانش را هم زیر و رو خواهد کرد.
خیانتی که پایان کار را به یک تراژدی بزرگ بدل می‌سازد.

مقدمه:
(قسمتی از متن) زندگی گاهی یک سیاهچال است
چه بخواهی چه نخواهی، اگر کسی حکم کرده باشید جایت همان جاست
در میان دیوار های مرطوب و قرون وسطایش
در میان حشرات موذی و کثیفش
سقف سرت کف کاخ یا کف زندان یکی‌ست
در آن میان روز هایی می‌رسد که پشیمانی
از عظمت سیاهی که اطرافت را گرفته می‌ترسی
از رد پر رنگ خون روان از دستانت که به جای مانده از جان هاییست که گرفته ای واهمه داری.
اما روز هایی هم می‌رسد که آن روح سرکشت عصیان می‌کند
از زخم هایی که خورده ای
از جدال ناعادلانه‌ی روزگار
از ردِ…. عمیق…. و….حقیرِ….خ*ی*ا*ن*ت!
و خدا نکند که آن خ*ی*ا*ن*ت از جانب یک دوست باشد!
وجودت را به آتش کشیده، مغز و قلبت را از حرکت نگاه می‌دارد. و وضعیت من درست همین است.
اما،
من کسی نیستم که به همین سادگی تسلیم شوم
چرخ گردون و دست سرنوشت تحت اوامر من اند!
و این را هم باید فهمیده باشید که در قاموس من جزای خ*ی*ا*ن*ت تنها “مرگ” نیست،
زالوییست که ذره ذره جان قربانی را بگیرد…
ذره….ذره….
تا قطره‌ی آخر!



دانلود ویژه
آمار سایت
  • 33
  • 16,379
  • 1,470
  • 22,036
  • 1,835
  • 2,022
  • 3,522
  • شهریور ۸, ۱۳۹۶